اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

12
  • هَبَطَت إلَیكَ مِنَ المَحَلِّ الأرفَعِ *** وَرقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ وَ تَمَنُّعِ

  • مَحجوبَةٌ عَن كُلِّ مُقلَةِ عارِفِ *** [وَ هىَ الَّتى سَفَرَت وَ لَم تَتَبَرقَع]1

  • ... یک‌دفعه از آن بالا آن نفس انسانى بیاید و [سریع] داخل این حیوان برود و [این حیوان] آقا بشود! سلام علیکم حضرت آقاى حجة الاسلام بشود! حالا این چیست که این وسط راه مى‌رود دیگر خودتان مى‌دانید که چیست! بنده در آن کتاب اخیر بود یا در قبل بود نمی‌دانم نوشتم که خودم از مرحوم مطهرى شنیدم - خدا رحمتشان کند- که ایشان در یکى از مجالسى که با مرحوم پدرمان داشتند من هم در آنجا حضور داشتم و خودم شنیدم که ایشان گفتند که از مرحوم آیة الله آقا سید احمد خوانسارى شنیدم که ایشان مى‌گفتند که من از مرحوم آقا شیخ حسنعلى نخودکى اصفهانى شنیدم ـ‌ این سلسلۀ سند است! ـ که در وقتى که من در نجف به حرم مشرف مى‌شدم بعد از تشرفم به حرم وقتی که بیرون می‌آمدم بعضى از اجلّۀ علماء نجف را به‌صورت خوک مى‌دیدم! سلسلۀ سند را هم گفتم حالا در بنده مى‌شود تشکیک کرد که این آقاى فاسق فاجر به هیچ حرفش اعتبارى نیست! ولى حالا دیگر هر کسى این نظر لطف و واقع را به ما ندارد، بقیۀ افراد دیگر قابل شک نیستند! از مرحوم مطهرى خودم شنیدم با این دو گوش خودم وإلّا صُمَّتا! و ایشان از مرحوم خوانسارى و ایشان از مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودکى شنیدند. چقدر مسئله عجیب است!

  • در این کتاب افق وحى یکی از اشکالاتى که این وزارت ارشاد کرده بود گفته بود که این عبارت باید حذف شود! الآن یادم آمد که این عبارت «بعضى از اجلّه» گفتند که یعنى چه آقا؟! قضیه چطورى مى‌شود که این‌طور باشد؟! گفتیم که خیلى خب، ما دعوا نداریم پاکش مى‌کنیم و یک طور دیگر مى‌نویسیم؛ بعضى از آقایان یا بعضى از معاریف، حالا نمى‌دانم چه نوشتم بروید ببینید! ولى خب بدانید که اگر خواستید دقیق و [مستند] نقل کنید این دست خورده است، آن دست نخورده‌اش از نسخۀ اصل [عبارتِ] بعضى از اجلّه است! آدم باید اصل را بداند دیگر که اصل چیست! دست خورده چیست! بزک شده چیست! اینها را باید بداند!

    1. عشر قصائد و أشعار، اِبن سینا، ج 1، ص 1.