اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

13
  • آن‌وقت ﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا1 اولیاء خدا مى‌آیند یک نگاه به طرف مى‌کنند تا انتهای قضیه را مى‌خوانند چیست! حالا مرحوم حاج شیخ حسنعلى نخودکى از عرفا نبود اما مرد بزرگى بود، صاحب کرامات بود، صاحب نَفْس بود و مرد ممتازى بود ولى عارف چیز دیگر است! خود ایشان بارها مى‌فرمود که این مطالب را از من نپرسید، قابل براى طرح این مطالب آقا سید على قاضى است. در وقتى که ایشان حیات داشتند می‌گفت که سراغ ایشان بروید بنده قابل براى طرح این مطالب نیستیم. مرد صادق و راستی بود اگر نداشت [می‌گفت که ندارد] صاف نمى‌گفت که من دارم و فلان و این حرف‌ها نه، واقعاً صدق داشت و بیان مى‌کرد مى‌گفت: دربارۀ این مطالب به آقاى قاضى مراجعه کنید ایشان قابلیت براى تصدّى این‌گونه مسائل را دارند. حالا آقایان بلند می‌شوند مى‌آیند مسخره مى‌کنند! این‌هم آقاى آقا شیخ حسنعلى که همه قبولش دارید.

  • إلاّ أنّهُ یُعرفُ مِن خارِجٍ أنه لا یُمكنُ أن یكونَ هذا الشی‌ء إلاّ جوهراً أو جسماً انتهى.

  • از خارج مى‌فهمیم که این یا باید جوهر باشد یا باید جسم باشد خود ناطق چیزى را نمى‌رساند که جوهر است یا عرض است. خود ابیض نمى‌رساند جوهر یا عرض است و این را از خارج باید بفهمیم.

  • تلمیذ: مرحوم آقاى خوانسارى از خود آقای نخودکی هم سؤال کرده بودند؟

  • استاد: نمى‌دانم. البته شاید منظور شما یک قضیۀ دیگرى است چون نظیر این قضیه هست که ایشان دیده بودند که هروقت که به حرم مشرف مى‌شوند وقتى که از حرم بیرون مى‌آیند عبایشان را روى سرشان مى‌اندازند آن قضیه برای آن است. یکى از آقایان دیده بود و اصرار کرده بود چرا شما این کار را مى‌کنید؟ ایشان نگفته بود، گفته بود اینجا نه گرمایى است که بخواهید سایه درست کنید و نه چیزی، موقع رفتن که چیزى روی سرتان نینداختید چرا حالا وقت برگشتن انداختید؟ ایشان گفته بود که در آنجا من یک هم‌چنین حالى پیدا مى‌کنم و وقتى بیرون مى‌آیم نمى‌خواهم با مشاهدات خودم مواجه بشوم و بعد گفته بوده که من را به چه صورت مى‌بینى؟ ایشان هم نگفت و آخر گفت که تو را به‌صورت الاغ مى‌بینم! لذا همین بندۀ خدا آدم خوبى بوده است و مى‌گویند که او در نجف تسبیح دستش گرفته بود و مدام مى‌گفت که خدایا این خر را بیامرز! نمى‌فهمیدند چه مى‌گوید. از این سؤال مى‌کنند و مى‌گوید که قضیۀ ما این است که خلاصه ما خر هستیم! تسبیح مى‌گرفت و می‌گفت که خدایا این خر را ببخش، خدایا این خر را چه‌کار کن و ... باز هم خر خوب است دیگر خوک و گرگ و پلنگ نباشیم حالا خر باشیم باز خوب است!!

    1. . سوره اسراء (17) آیه 85.
      ترجمه: «...و (شما پى به حقیقت آن نمى‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندك است.» (محقق)