اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

14
  • مسکین خر اگر چه بى‌تمیز است***چون بار برد همى‌عزیز است
  • گاوان و خران بار بردار***به ز آدمیان مردم آزار1
  • تلمیذ: نسبت به علامه طباطبائی هم ذکر مى‌کنند و مکتوب است که ایشان هم از حرم که بر می‌گشتند یااینکه در نجف در زمان جوانی که بودند رؤیت مى‌کردند. بعد مثل اینکه آقای حسن‌زاده در مجلۀ کیهان...

  • استاد: مرحوم علامه در صورت برزخى حتى بالاتر از این داشتند اما با این تعبیر که از حرم برمى‌گشتند این‌طور بودند یا نه؟

  • تلمیذ: الآن شک کردم احتمالاً در نجف یقینى است در سنین جوانی‌شان بوده است.

  • استاد: البته این مسئله‌اى نیست که خیلى نیاز به مراتب داشته باشد ما در خیلى از دوستان و رفقاى خودمان این مطالب را مى‌شنیدیم و مى‌شنویم. اینها چیزى است که طبیعى است. یک وقتى یکى پیش ما آمد خیلى ترسیده بود و رنگش پریده بود، گفتم: هان چه شده است؟ نمى‌توانى براى خودت نگه دارى؟ بندۀ خدا عکس کسى را در روزنامه‌اى جایى دیده بود که به‌صورت یک درنّده است خیلى برایش عجیب بود! چنان عجیب بود که اصلاً به‌هم ریخته بود و نتوانست بپذیرد و تحمل کند و خودش را نگه دارد. گفتم: باباجان حالا از این چیزها شاید زیاد ببینى ولی باید کم‌کم عادت کنى. در این باغ‌وحش همه چیز پیدا مى‌شود باید عادت کنی!

  • مبناى بزرگان بر کتمان و اخفاء و اختفاء

  • اینجاست که وقتى آدم از بزرگان یک چیزهایى را حالا به اشاره یا به کنایه مى‌شنود [نباید سرسری بگیرد]. آنها که نمى‌آیند صریحاً یک مطلبى را بگویند؛ مبناى بزرگان بر کتمان و اخفاء و اختفاء است؛ یک چیزى را به کنایه مى‌گویند، اگر طرف گرفت، گرفت! ولى هیچ‌وقت [صریح نمى‌گویند] مگر اینکه یک مطلبى باشد که برای شخص نیازى به کتمان نباشد، آن‌وقت صراحت دارند. بنده در این مدتى که با مرحوم آقاى حداد بودم و مسائل ایشان را مى‌دیدم خیلى ایشان روی این قضیه عجیب بود ولى در بعضى جاها مى‌دیدم که ایشان صراحت دارند یعنی جایى بود که زمینه زمینۀ تصریح بود ولى حتى به‌ خود ما هم تأکید و اصرار [داشتند] بر اینکه انسان عیب مردم را نباید بگوید و خداوند ستارالعیوب است و... واقعاً اگر ما اینها را نمى‌دیدیم خَسرَ الدنیا وَ الآخرة بودیم حالا هم معلوم نیست اوضاعمان چیست ولی آن دیگر قطعى بوده است.