اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

10
  • پس در اینجا ایشان مى‌فرمایند که در ناطق این نیست که بگویید که شی‌ءٌ له النطق برفرض هم اگر باشد آن شی‌ءٌ له النطق آن شی‌ء فناى در آن نطق پیدا کرده است به‌طورى‌که نطق آن حقیقت خارجیه شده است نه‌اینکه شی‌ء در اینجا یک مسئله است، لهُ النطق هم یک مسئلۀ دیگر است و آن لهُ النطق آمده حمل بر شی‌ء شده است و حالا ما به این ناطق مى‌گوییم! مسئله این‌طور نیست و شی‌ء یک حقیقت جدا نیست. تااینکه مى‌گویى: شی‌ءٌ لهُ النطق یعنى همین، شیئی در کار نیست. الناطق شی‌ءٌ له النطق، شی‌ءٌ را به آن نطق بچسبانید. اینکه مى‌گویید: شی‌ءٌ له النطق یعنى همان ناطق، همانى که دارید مى‌بینید. چیزى غیر از این نیست و حقیقتش همین حقیقت صوریۀ خارجیه است.

  • و یؤكّدُ ذلكَ قولُ الشیخ فی الشِّفاءِ و هو أنَّ الفصلَ الذی یُقالُ بِالتواطُؤ معناهُ شیءٌ بِصفةٍ كَذا جوهراً أو كیفاً مِثالهُ أنّ الناطقَ هوَ شیءٌ لهُ نطقٌ فلیسَ فی كونهِ شیئاً لهُ نطقٌ هوَ أنَّهُ جوهرٌ أو عرَضٌ.

  • «[این مطلب را قول شیخ در شفا تأکید می‌کند که] ایشان مى‌فرمایند که آن فصلى که به همه یک ‌طور به تواطؤ گفته مى‌شود» چون فصل تشکیک ندارد ـ البته این محلّ نظر است چون خود فصل هم داراى یک حقیقت مشککه هست بنابر یک معناى عالى و راقى که ما آن حقیقت وجودیه را در فصل داراى مراتب تشکیک بدانیم ـ منظور همین فصل منطقى است که فقط انسانیت است و دیگر بین رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و یک فردى که هیچ بهره‌اى از علم و اینها ندارد یکى است. آن فصل منظور است. «این شیئی است که به صفت کذا [می‌باشد]؛ حالا مى‌خواهد جوهر باشد یا کیف باشد و هنوز ما نمى‌دانیم که فصل جوهر است یا کیف است و این فعلاً در وهلۀ اول براى ما حاصل مى‌شود. [مثالش این می‌باشد که] ناطق شیئی است که براى او نطق هست؛ این نیست که شیئی که براى او نطق است این جوهر است یا عرض است.»

/