اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

15
  • یک دفعه من یک قضیه‌اى نقل کردم ولى بعد از طرف من این قضیه ظاهراً با یک اضافاتى نقل شده بود. قضیه‌اى که عرض کردم این بود که یک دفعه از مشهد به‌سمت تهران مى‌آمدیم هواى تهران خیلى غبارآلود بود و اصلاً زمین به‌هیچ‌وجهى پیدا نبود و آن‌قدر گرد و خاک و غبار و اینها بود که اصلاً امکان دیدن به‌هیچ‌وجه نبود. بعد در این موقع من دنبال بهشت زهرا مى‌گشتم چون مرحوم آقا به ما توصیه کرده بودند که همیشه این را داشته باش هر وقت از کنار بیمارستان مى‌گذرى یک حمد بخوان و هر وقت از کنار قبرستان می‌گذری یک حمد و سوره بخوان. من دیگر از همان زمان هروقت از اینها مى‌گذریم مى‌خوانیم. این‌طرف و آن‌طرف مى‌رویم یک حمد و سوره می‌خوانیم یا از کنار هر بیمارستانى که رد مى‌شویم یک حمد مى‌خوانیم. مى‌گفتند که این را همیشه داشته باش! بعد که داشتیم نزدیک مى‌شدیم معمولاً وقتى که مى‌آیم و همان نزدیک بهشت زهرا که مى‌رسم من یک حمد و سوره مى‌خوانم، معیار من هم همین گنبد و مقام آقاى خمینى است که در آنجا پیداست و خود بهشت زهرا هیچ علامتى ندارد، کنارش گلدسته‌ها و فلان این شاخص ماست، ما همین‌طور دنبال این مى‌گشتیم که بالأخره این کجاست، نزدیک شده بود دیگر چیزى نمانده بود، هیچ چیزی هم پیدا نبود و همین‌که نگاه مى‌کردم یک جایى به نظرم آمد که باید آنجا باشد بالأخره حال و هوا فرق مى‌کند، آنجا مؤمنین و ارواح دفن هستند و فضا فرق مى‌کند و حال و هوا تفاوت مى‌کند، ما حمد و سوره را خواندیم. گفتم که حالا این‌طور حدس زدیم و به دلمان افتاده است بخوانیم. بعد که جلوتر رفت [این شک] برطرف شد و یک‌دفعه دیدم همان‌جا بود و درست بوده است. مسئله‌اى که من گفتم این بوده است و حالا ظاهراً یک طورهاى دیگر از قول ما نقل شده است.

/ 260