اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

14٬238
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

8
  • فقر؛ حقیقت فعلیۀ ذاتیه

  • آن حقیقت فعلیۀ ذاتیه که فقر است و فقر ذاتى در خارج هم همان فقر، صورت فعلیۀ خارجیه پیدا کرده و یک سر سوزن از جاى خودش دست نخورده است و از همان امکان استعدادى و امکان ذاتى عقلى تبدیل به فعلیت خارجى شده است. کسى به آن امکان ذاتى عقلى نمى‌شود دست بزند، آن امکان ذاتى، صورت خارجیۀ فعلیۀ فقریه پیدا کرده است و حالا مى‌فرماید: «الفقرُ فَخری». ما نمى‌توانیم «الفقرُ فَخری» بگوییم: چون ما فقیر نیستیم ما دارا و غنى هستیم چه کسى مى‌گوید که ما فقیر هستیم؟! ما غنى هستیم، هستیم، بى‌نیاز هستیم، قدرت داریم، شوکت داریم و این‌همه داریم. اینها را از خانۀ خاله‌مان که نیاوردیم بلکه خودمان کسب کردیم، حالا که خودمان کسب کردیم نمى‌خواهیم به دیگرى واگذار کنیم! چرا به خدا واگذار کنیم؟! خدا این وسط چه‌کاره است و چرا باید به خدا واگذار کنیم؟! ما به‌دست آوردیم و ما آن را نگه مى‌داریم و هر کسى بخواهد با ما مقابله کند با او درمى‌افتیم! حالا بیا این را درست کن! چون از خود مى‌بینیم در مقام مقابله قرار مى‌گیریم! دیگر شما ببینید در این دیگ چه چیزهایى ریخته شده است؛ نخود و لوبیا و لپه، این تو سر این بزن، آن تو سر این بزن، اینها همه به‌خاطر چیست؟! به‌خاطر این است که «الفقرُ فَخرى» را نفهمیدیم! این کلام پیغمبر را نفهمیدیم! معناى آن کلام پیغمبر در این یک صفحۀ مرحوم آخوند هست و اگر همین یک صفحه را قشنگ و خوب بفهمیم کلام رسول خدا را خواهیم فهمید که چطور آن امکان ذاتى براى انسان صورت فعلیۀ خارجى پیدا مى‌کند.

  • كَما أنَّ الجنسَ لیسَ لهُ إلاّ مفهومَ الجوهرِ الممكنِ لهُ فی نفسِ ذاتِه الاتحادُ بِقیودِه المُنوِّعَة و المشخصة و الإمكانَ الاستعدادی فی المادةِ بإزاءِ الإمكانِ الذاتی فی الجنسِ.

  • «همان‌طورى‌که جنس همان جوهرى است که ممکن است براى او در نفس ذاتش اتحاد پیدا بکند بیاید و قیوده منوعۀ جنس را به انواع مختلفه و مشخصه دربیاورد. امکان استعدادی در ماده به ازاء امکان استعدادى در جنس است و هیچ فرق نمى‌کند؛ یعنى اگر همان امکان ذاتى در جنس بخواهد صورت خارجى پیدا کند و در یک فرد خاص مشخص بشود، اسمش امکان استعدادى است و تفاوتى از این نظر ندارد.»

/