اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

4
  • حیثیت ربطیه، تشکیل‌دهندۀ فعلیت

  • اینها همه [داراى] حساب و کتاب است اینکه ایشان الآن دارند مسئلۀ کیفیت اخذ جنس را از ماده استنتاج مى‌کنند مى‌خواهند ما را متوجه آن حقیقت واقعى فعلیت استعدادیه بکنند که آن فعلیت ما فعلیت تهیؤ است نه فعلیت استعدادی! یعنى همان حیثیت ربطیه است که آن فعلیت ما را تشکیل مى‌دهد!

  • ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَهِ وَٱللَهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾1 معناى این آیه در این یک صفحه هست. اگر کسى بخواهد راجع به این آیه صحبت کند بلند شود بیاید این یک صفحۀ مرحوم آخوند را در اینجا خوب مطالعه کند و بحث کند و دقت کند که چطور ایشان بین حیثیت فعلیه و حیثیت استعدادیه؛ حیثیت فعلیه در صورت، حیثیت استعدادیه در ماده و هیولا تمیز قائل شدند و بعد ماده را استعداد محض مى‌دانند. استعداد محض داشتن ماده یعنى فعلیت داشتن در این وضعیت، نه فعلیت به معناى ظهور؛ فعلیت به معناى ظهور به‌واسطۀ صورت پیدا مى‌شود!

  • معنای فعلیت

  • فعلیت یعنى بودن، فعلیت یعنى داشتن، فعلیت یعنى تحیّز به این شرایط داشتن، این معناى فعلیت است گرچه ظهور و بروز همین فعلیت به‌واسطۀ یک فعلیت مشخّصه و معیّنه یا متعیّنه و متشخّصه است که‌ آن عبارت از همان صورت باشد ولى اصل خود این ماده و هیولا داراى استعداد فعلى است نه استعداد انتظارى که بعداً در او استعداد پیدا مى‌شود که از آن تعبیر به امکان وقوعى و امکان قابلى و اینها مى‌شود. وقتى که ما دربارۀ شجر یا دربارۀ حدید صحبت مى‌کنیم مى‌گوییم که آیا این استعداد براى انسان شدن دارد یا ندارد؟ مى‌گوییم که این استعداد، استعداد قابلى و استعداد ذاتی نیست بلکه این استعداد به معناى امکان ذاتى است. آن استعداد که به مرحلۀ فعلیت اخیرۀ از جنین بودن است آن استعداد در جنین و نطفه حاصل مى‌شود که هم داراى امکان ذاتى است و هم داراى استعداد به معناى قابلیت فعلى و خارجى است.

    1. . سوره فاطر (35) آیه 15. امام شناسى، ج ‌1، ص 108:
      «اى مردم، تمام شما به تمام شراشر وجود هستى نیازمندانى به‌ خدا هستید و فقط خداست كه بى‌نیاز است و اوست كه سزاوار تحمید و ستایش است.»