
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
4بتهای مستقر و متمکن در بتکدۀ دل
تمام کارهایى که ما مىکنیم وثنیت است! همۀ اینها بتهایى است که ما مىپرستیم منتها لازم نیست آن بتها از چوب و اینها تراشیده شده باشند! آن چیزهایى که در مقابل خدا قرار دادیم ﴿ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ﴾1 تمام اینها ارباب متفرقون و بت هستند! تمام اینها بتهایى است که آنها را در بتکدۀ دل مستقر و متمکن کردیم! اگر این بچه همانطور با همین حالت بالا بیاید صدق در او بالا مىآید! همانطور صفا در او بالا مىآید! همانطور توحید در او بالا مىآید! از کلک دور است! از نفاق دور است! از تهمت زدن دور است! از زمینهسازى، باندبازى، زمینهچینى، دور زدن و از همۀ این صفات رذیلهاى که بحمدالله همۀ وجود همۀ ما را گرفته است، دور است! بالا مىآید و با همان فضایى که دید اوست به خارج نگاه مىکند و خیال مىکند همه هم باید صادق باشند، یکدفعه نگاه مىکند آقاى کذا دروغگو درآمد! همه چیز بههم مىریزد.
جستجوی صفا و صداقت در نوجوانان و جوانان
لذا همیشه صفا را در جوانان و نوجوانان بیابید! صداقت آنهایى که هنوز به دنیا آغشته نشدند و در فطرت خودشان بار آمدند و آمدند و رفتند! و لذا مشاهده مىکنید آنهایى که با مسائل خلاف در وهلۀ اول جبهه مىگیرند پیرها نیستند! پیر هزارتا فکر با خودش مىکند و هزارتا مصلحتاندیشی مىکند که این را بگویم یا نگویم! به آنجا برمىخورد، به اینجا برمىخورد! آن مصلحت است! این براى اینجا فلان است و براى آنجا فلان است! هزار جور! تا وقتى که مسئله به مصالح و مضارّ خودش دخلى ندارد، یک زبان دارد از اینجا تا آفریقا! وقتى که قضیه کمی به مصالح خودش برمىگردد، صاف گرفت نشست و تمام شد و انگار اصلاً لال است! خب چطور شد؟! بابا زبانت که هزار فرسخ [دراز] بود! قضیه چرا اینطوری شد؟!
- . سوره یوسف (12) آیه 39. الله شناسى، ج 2، ص 212:
«آیا صاحب اختیاران و مربّیان متفرّق، مورد پسند و اختیار مىباشد یا خداوند واحد قهّار؟!»
- . سوره یوسف (12) آیه 39. الله شناسى، ج 2، ص 212:
