
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
6علت عدم پذیرش بعضی از علماء توسط جوانان
این مسئله باعث مىشود که اینها [جوانان] در نفس خود آن افرادى را که در یک همچنین محیطى هستند، محکوم و مطرود مىکنند و در وجود خود نمىپذیرند! حالا طرف بیاید بگوید: خدا، او مىگوید که برو دنبال کار خودت! خدا؟! خدا در کمرت بزند و تو را نصف کند! پیغمبر؟! پیغمبر دو نیمت کند! من تمام هیکل تو را دروغ مىبینیم، [آنوقت] تو دارى از پیغمبر مىگویى؟! آن شمشیر على بیاید و آن فرق تو را از آن پایین دربیاورد! چه مىگویى؟! دائماً بگو پیغمبر و دائماً بگو امام زمان، من جلوى چشمم دارم مىبینم که دروغ، کلک، حقهباز، متقلب و فلان هستى! حالا دائماً دم از این و آن بزن! آن امام زمان که بیاید، اول شمشیرش در کلۀ تو مىآید!
ما چطور؟! ما که در کلک، فلان، دروغ و اینها هستیم اینها را نمىپذیریم و [میگوییم که] برو بابا اینها هنوز بچه هستند! اینها دنیا ندیدهاند و هنوز کوچک هستند! اینها هنوز سردوگرم روزگار را نچشیدهاند! حالا بگذار کمی بزرگ بشوند و مثل ما بشوند و زن و بچه پیدا کنند و چندتا مرید و رفیق اینطرف و آنطرف پیدا کنند، ببینید آن موقع باز این صفا را دارند یا ندارند؟! آن موقع صدق دارند یا ندارند؟! لذا چند نفر [میگویند که] آقا بیا بالا، طرف باد مىکند و اینجا مىنشیند! [میگویند:] آقا آمدند آقا آمدند! یارو وقتى که حرف مىزند کمی فرق مىکند! بابا بنشین پایین، [بادت را خالی کنند] یک گِرم از وزنت هم نمىماند! از صد و چهل کیلو وزنت دو گرم باقى [مىماند] که آنهم همان عین ثابت تو است که باید براى قیامت نگه دارى! همه را بریز کنار بابا! تمام این اوضاعى که درآوردى بهخاطر چیست؟! بهخاطر این آقا آقا [گفتنها]! حضرت آقا تشریف آوردند! آن آقا آمدند! این آقا آمدند! بالأخره هرکدام براى خودمان یک بساطى درست کردیم و در این دنیا تئاتر و بازی اجرا مىکنیم!
