اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت

تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی

14٬298
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه می‌یابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید می‌کنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع می‌کند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض می‌شود، به این نتیجه می‌رسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورت‌های گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان می‌رسد.

کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه می‌یابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید می‌کنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع می‌کند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض می‌شود، به این نتیجه می‌رسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورت‌های گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت

11
  • البته مأمون کمی سواد داشت و بهتر از بقیه که بی‌سواد بودند، بود؛ یعنى بدتر بود! سوادش را در خدمت این پدرسوختگى و اینها به‌کار مى‌برد، سوادش نور نبود، اگر بود که با امام رضا علیه‌السّلام این‌طورى نمى‌کرد! همۀ اینها در راستاى تثبیت دنیا بود و تثبیت‌ دنیا هم علم مى‌خواهد! علم نداشته باشى نمى‌توانى دنیا را براى خودت تثبیت کنى، هنر مى‌خواهد! تثبیت خود دنیا علم و هنر مى‌خواهد، بهانه مى‌خواهد، وسیله مى‌خواهد، نیرو مى‌خواهد و توان مى‌خواهد! بَبُوشِی‌شنبه که نمى‌تواند این کار را انجام بدهد! همان روز اول همه چیز را خراب مى‌کند. باید یک کسى باشد که کله‌اش کار کند؛ یک کمی کار کند [و بداند] چطورى صحبت کند، چطورى مطلب را بچرخاند، چطورى رنگ‌ولعاب به او بدهد، چطورى بتواند مخاطبین بدبخت را اغواء کند و خودش را به هر شکلى دربیاورد! یک روز اخم کند و یک روز بخندد و یک روز خودش را به فلان بزند و دیگر چیزهایى که خلاصه در دنیا مرسوم است! انجام دادن این کارها بین سیاسیون مرسوم است!

  • نحوۀ دو نگرش در دو فضا

  • این نحوۀ دو نگرش در دو فضا است؛ اگر انسان در این فضا قرار بگیرد محو مى‌شود و اگر در آن فضا قرار بگیرد محو مى‌شود! این مسئله در هردو وجود دارد و بر آن اساس قضاوت مى‌کند و نسبت به آن موقعیت دیگر نظر مى‌دهد و خودش را دور نگه مى‌دارد و او را طرد مى‌کند و او هم به همین کیفیت و به همین وضعیت و به این همین موقعیت [می‌ماند].

  • مفهوم جوهر

  • البته صحبت که به اینجا رسید به‌خاطر یک نکته‌اى بود که این قضیه در بحث فناء جنسیت در ماده و هیولاى مبهمه به‌درد مى‌خورد که از آنجا وارد این مسائل و مطالب شدیم. مرحوم آخوند نسبت به این مطلب مى‌فرمایند که صحبت ما این بود که وقتى که این ماده خودش داراى جنس و فصل است جنسِ ماده عبارت از جوهر است و خود جوهریت همان جنس اعلیٰ است مثل جنس‌هاى قاطیغوریا1 که جواهر را جواهر خمسه مى‌دانند، این جوهر خودش جنس براى ماده و هیولا می‌شود و فصل آن عبارت از استعداد و تهیؤ و آمادگى براى قبول صور [می‌شود]. از اجتماع این دو، هیولا تشکیل مى‌شود. این به این کیفیت است. اگر صورت را هم از آن‌طرف نگاه کنید خودش آن ترکیبى است از جنس به‌عنوان جوهر؛ بالأخره خود صورت هم باز جوهر است. جوهر یعنى یک واقعیت و حقیقت مافوق ماده و جسمیت که عبارت از نحوۀ ماهیتى است که بتواند قبول عرض کند، این مفهوم جوهر می‌شود و هر چیزى که بتواند ظرف و بستر مناسبى براى عروض اعراض تسعه بشود به آن جوهر گفته مى‌شود. حالا این جوهر در هر مقوله‌اى مى‌خواهد باشد، حتى در مسائل دیگر مثل صور مثالى هم همین‌طور است. در صور مثالى هم جوهر و اعراض داریم و بالأخره در آنجا هم شکل و لون هست و آن الوان و اشکال بر آن جوهرِ صورت مثالى تعلق مى‌گیرد. گفتم که ما باید یک‌قدرى از مسئلۀ مادى خارج بشویم و خارج را این‌طور فرض نکنیم. خارج عبارت از همان وجود عینى و اعیانى این عالم است، هرچه می‌خواهد باشد حتى ذهن هم جزء آن است.

    1. . لغت‌نامه دهخدا: «قاطیغوریاس: مقولات عشرة.»
/ 0