
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
19تلمیذ: در کاشان هم منازلی درآوردند که قشنگ و بزرگ هم هست و الآن موجود هست.
استاد: در خود کاشان یا اطرافش؟
تلمیذ: در خود کاشان. منزل طباطباییها و عباسیها در کاشان معروف است و در آنجا فیلمهای سینمایی هم بازی میکنند.
استاد: اینها زیر خاک بوده است؟
تلمیذ: بله، زیر خاک بوده است و الآن آن را آثار باستانی کردند.
استاد: عجیب است! آنوقت در گودى بوده است؟
تلمیذ: بله، عکس آنهم هست که قبلاً چطور بوده و حالا به چه صورت درآمده است.
استاد: این را من از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نقل کردم و مثل اینکه یک دفعه این را براى رفقا گفتم. ایشان مىفرمودند: مرحوم حاج هادى ابهرى آن وقتی که در ابهر بود خیلى از اوقات اصلاً بیرون میرفت؛ یک حالات خاصّ خودش را داشت مثلاً بدون زنش دو ماه براى خودش مىرفت و مىگشت و بعد مىآمد و نمىتوانست مکان خودش را تحمل کند! نمیتوانست افراد را تحمل کند و بههم مىریخت و بیرون مىرفت! گاهى دو ماه طول مىکشید و مىآمد. در یکى از این دفعات که داشت مىرفت، اطراف زنجان میرود و خسته بوده است و کنار یک جوب آبی زیر سایۀ درختى مىنشیند و مىخوابد تااینکه بعداً برود. اینطورى بود که خانۀ کسى نمىرفت مثلاً یک سایۀ درخت پیدا مىکرد مىخوابید یا یک باغى پیدا مىکرد یکى دو روز به آنجا میرفت. اینطور نبود که منزل کسى برود، اصلاً بهطورکلی نمىتوانست با افراد ارتباط برقرار کند!
یک روز کنار جوی آبى مىنشیند و هیچ چیزى هم نبوده است؛ نه درختى و نه فلانى فقط یک جوی آبی مىآمده و مىرفته است و آن نواحی پایین یک آبادی بوده است. در همین فکر یکمرتبه اینطور به نظرش مىرسد که خب اینجا که الآن نشستهام اثرى از آبادانى نیست و فقط یک جوى آب هست که دارد مىآید و مىرود، شاید قبلاً اینجا یک دهى بوده است که حالا نیست و [معلوم نیست] چه شده است! یکمرتبه متوجه مىشود و پرده براى او کنار مىرود. مرحوم حاج هادی از این مسائل داشته است. خلاصه یکمرتبه مىبیند که در طول میلیونها سالِ ـ عبارت خود او میلیونها سال بوده نه هزاران سال! ـ گذشته همین جایى که نشسته آبادانى بوده و چه وضعیتى بوده است! قصرهایى را مشاهده مىکند که میگفته است که مثل بعضی از اینها را حتى در عمرم ندیده بودم! مثلاً ساختمانهاى چند طبقه با چه وضعیت و با چه خصوصیات و با چه نقش و نگارى را تعریف مىکرده و مىگفته است که من دیدم! و همۀ اینها ازبین رفتند و دوباره بعد صاف شدند و دوباره یک نسل جدیدى آمدند و دوباره مفصّل شروع به ساختن و زارعت و گلّهدارى و فلان کردند! دوباره اینها هم رفتند.
