
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
5بعد این بچه که در اینجا مىگوید که این من را زد، شما هم مىآیید با دستتان چند ضربه به این شیء مىزنید، همینکه مىزنید بچه خوشش مىآید! مىگوید: هان این آقاجان من آمد این را زد! درحالىکه کسى دیگر باشد حالا بزرگتر باشد مىخندد ولى این شىء مضروب برایش مطرح نیست که آن مضروب انسان است یا حیوان است یا جماد است فقط مىخواهد یک کتکى در این وسط باشد فقط همین! حالا هرچه مىخواهد باشد به کله خورد خورد به شیشۀ ماشین خورد خورد به شیشۀ خانه خورد خورد بالأخره این دست که بالا مىرود یک فایدهاى باید بر آن مترتب باشد. همینطور دست خالى پایین نیاید.
بچه در اینجا خوب این مسئله را مىفهمد و آنچه که براى او مهم است آن جنبۀ مظلومیتى است که بهواسطۀ این براى او پیش آمد، با اینکه خودش در اینجا فاعل بود ولی ضارب بودن را گردن این آهن بیچاره مىاندازد و مضروب را که آهن بدبخت است تبدیل به ضارب مىکند و خودش را که ضارب است تبدیل به مضروب مىکند و کارى ندارد که این ذاتٌ ثبتَ لَه الضرب، فقط براى او در اینجا آن حیثیت اشتقاقى مهم است و این نکتۀ خوبى است که مىتواند در این مطلب مقرِّب باشد و آنچه انسان از معناى ضارب و معناى مضروب و همینطور سایر اشتقاقات مىفهمد کیفیت آن حدث در صورت خاص است نه نسبت به ذات خاص. کیفیت حدث در صورت خاص علت و غرض براى اشتقاق است.
مرحوم آخوند مىفرمایند که وقتى شما مىگویید: ضارب، ذاتٌ ثبَتَ له الضرب نداریم که در اینجا یک ذاتى باشد جنس باشد و بعد در اینجا آن فصل بیاید و این وَقَع منه الضرب، وقَعَ علیه الضرب، صَدَر منه الضرب، وسیلةٌ لِلضرب، مکانٌ لِلضرب، تمام این اشتقاقاتى که شما از ضرب و از مصدر و اینها مىگیرید حتى مصدر هم خودش یکى از اشتقاقات است و الآن مصدر معناى لابشرطى ندارد مصدر معناى بشرطشیء دارد، آن معناى لابشرطى که فقط صرف الحدث است آن معنا، مصدر نیست بلکه آن حقیقتى در اشیاء و اوزان مختلف است که اگر زمان در آن دخالت داشته باشد افعال میشود و اگر زمان در او دخالت نداشته باشد مانند اسامى صفت مشبهه، صیغۀ مبالغه، اسم فاعل، اسم مفعول و امثالذلک تمام اینها ظهور و بروز آن حدث به اشکال مختلفه است؛ حالا در اینجا یک شکلش در کیفیت مفعولى و یک شکلش در کیفیت فاعلی ظاهر مىشود و اسم آن حیثیت فاعلى را بر وزن فاعل مىگذارد، آن حیثیت مفعولی را بر وزن مفعول مىگذارد، آن حیثیت وسیله و آلت را بر وزن مِفعال و مِفعَل مىگذارد و امثالذلک یا مثلاً زمان و مکان را مَفعَل مىگذارد مفعِل مثل مشرق یا مثلاً مکان مثل مضرَب یا مِضراب که وسیله باشد و همینطور سایر آن اوزان اشتقاقیهاى که براى این پیدا مىشود.
