
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
12خب این ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ تمام شد؟! بگوییم که ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ و راحت شویم؟! یا نه باید برویم دنبال اینکه ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ چگونه ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ است؟! قبول داریم ﴿قَالَتۡ هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ ولى این چگونه ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ است و چه قضیهاى در اینجا تحقق پیدا کرده که این ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ در اینجا درست شده است؟! آیا همان قضیه نبوده است که این عالم را بهوجود آورده و آیا ما نیاز داریم که حتماً به عقب برگردیم و یک بیگ بنگ درست کنیم؟! یا نه، همان ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ است که کل این عالم را بهوجود مىآورد و همان ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ است که با یک اشاره صورت را به اسد سیصد کیلویى تبدیل مىکند همان ﴿مِنۡ عِندِ ٱللَهِ﴾ است که به کوه اشاره مىکند و از او ناقۀ صالح بیرون مىآید! ناقۀ صالح آن وسط کوه چهکار میکند؟!
تلمیذ: کبش ابراهیم.
استاد: بله، کبش ابراهیم هم همانطور است. ﴿وَفَدَيۡنَٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمٖ﴾.1
ما در یک مجلس بودیم آقایانى اشکال مىکردند و مىگفتند که آن گوسفند بهشتى است! یعنى گوسفند بهشتى درقبال حضرت اسماعیل علیهالسّلام خیلى عظیم است! و حضرت اسماعیل با آن [مقامش] ...! آنوقت واقعاً خنده ندارد؟! آیا نباید بر این مدرّسین و بر این افکار گریست؟! ناخن حضرت اسماعیل علیهالسّلام بر هزارتا مثل آن کبش بهشتى و غیر بهشتى و بالا همه برترى دارد آنوقت آقا در درس مىفرمایند: آقا این کبش گوسفند بهشت است! خیلی هم تعجب مىکند و خیلى هم منت بر سر حضرت اسماعیل بگذاریم که آقا ما گوسفند بهشتى براى تو آوردیم!
آقا گوسفند بهشتى باز گوسفند است؛ گرچه از بهشت است ولى گوسفند است! بله، با گوسفندان بقیه فرق مىکند ولى بالأخره بع بع مىکند! اگر سرش را ببریم خون میآید برایت فلسفه که نمىگوید! و به قول آقاى نورى ـ خدا او را بیامرزد ـ این گوسفند برایت دعاى کمیل نمىخواند! ایشان میگفت که ما یک گوسفند گرفتیم و خانه بردیم تا او را نگه داریم دیدیم یک چشمش کور است گوسفند را بلند کردیم و به محلۀ نیروگاه قم رفتیم و به طرف گفتیم که گوسفندى را که گرفتیم چشمش کور است. او گفت: مگر مىخواهى براى تو دعاى کمیل بخواند؟! آنهم از روی مفاتیح! کور است که کور است! حالا این گوسفند بهشتى هم باشد براى تو دعاى کمیل نمىخواند و بالأخره باید ذبح بشود! لذا بندۀ خدا حضرت ابراهیم علیهالسّلام هم آن را ذبح کرد و اینطوری نبود که فرق کند، ذبح کرد و خونش آمد. پس اینها همان تجلّى علیت در معلول است که معلول را بهدنبال دارد. از این دیدگاه به مسئله نگاه کنید تا جلسۀ بعد إنشاءالله.
- . سوره صافات (37) آیه 107. اسرار ملكوت، ج 1، ص 247:
«و ما او (اسماعیل) را به ذبحى عظیم فِدا نمودیم و مقابله كردیم.»
- . سوره صافات (37) آیه 107. اسرار ملكوت، ج 1، ص 247:
