اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالی‌که هر دو دارای جوهر هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین می‌گردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری می‌پردازند و با ذکر مثال‌هایی از کرامات اولیای الهی، نشان می‌دهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور می‌یابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزه‌ها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

14
  • تلمیذ: مرحوم آقا سید احمد مى‌فرماید که وجود معلول همان وجود تنزیلی علت است‌؟

  • استاد: نه، مى‌دانم ایشان فرمودند که در بعضى جاها صدرالمتألهین چون به ضیق خناق افتاده اعتراف کرده است ولى منظور من تبیین و کیفیت بیان این قضیه است که این اشکال را حسم مى‌کند؛ یعنى کیفیت اینکه چگونه خود علت ظهور در معلول دارد به‌نحوى‌که شما نمى‌توانید انفکاکى بین این دو قائل بشوید. این مسئله است! حالا این قضیه را در جلسۀ بعد یک مقدار مطابق با بحث مطرح مى‌کنیم. البته بحث کلى‌اش در همان مباحث علیت مى‌ماند که در آنجا باید مطرح بشود. بله، درست است مرحوم آقا سید احمد هم به این مسئله تصریح دارند ولى صحبت من در تبیینش است که چگونه این مسئلۀ علیت را براى آقا شیخ محمدحسین بیان کند به‌نحوى‌که مرحوم آقا شیخ محمدحسین به همان کنه حقیقت علیت پى ببرد لذا آن زمان ایشان نتوانستند آن‌طورى که بایدوشاید این قضیه را جا بیندازند. بعد از فوت آقا سید احمد یکى از شاگردان ایشان مى‌رود با مرحوم آقا شیخ محمدحسین بحث مى‌کند که ظاهراً مرحوم آقا سید حسن کشمیرى بوده است ـ غیر از آن مرحوم کشمیری که بیرون رفتند ـ و ایشان را ملزم مى‌کند. لذا شما در آن منظومۀ مرحوم آقا شیخ محمدحسین مى‌بینید که ایشان به کُنه مطلب رسیده است و وقتى که به اینجا رسیده در مسئلۀ هوهویت، که حتى در مورد اِثنین وقتى که ایشان قضیۀ اِثنینیت را بیان مى‌کند یکى از آن هوهویت‌ها رفع إنّیّت‌ بین دو شی‌ء مى‌داند، در اینکه دو شی‌ء است و در آنجا اعتراف مى‌کند بر اینکه مسئلۀ هوهویت مى‌تواند با دو مَظهَر مختلف وجود داشته باشد و آن این است که إنّیّت از این وسط برداشته شود، برداشته شدن إنّیّت یعنى فناء معلول در علت. خب آن موقع این قضیه براى ایشان نبود و بعداً پیدا شده است.

  • واقعاً خدا همه‌شان را رحمت کند که افراد درست و پاکی بودند. اگر اینها زنده بودند و وضعیت و اوضاع ما را مى‌دیدند چه مى‌گفتند؟! آقا میرزا محمدتقى شیرازى آن آدمی که اصلاً در صفا و اخلاص او، دوست و دشمن معترف بود! مى‌گویند که شخصى بود یکى از همین فضلاء خیلی معروف به نام آقا شیخ هادى تهرانى که به او مکفَّر مى‌گفتند، خلاصه چون به پرو پاى همه مى‌پیچید به‌خاطر همین مکفَّر می‌گفتند و اگر نمى‌پیچید هرچه هم کفر مى‌گفت کاری به او نداشتند! ولى چون به پرو پاى حضرات مى‌پیچید لذا این دیگر خط قرمز است خط قرمز آن جایى است که انسان بپیچد! بله هر فحشى که به هر امامى داده بشود مسئله‌اى نیست فقط به پر و پاى ما نپیچید مشکل نیست!