اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالی‌که هر دو دارای جوهر هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین می‌گردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری می‌پردازند و با ذکر مثال‌هایی از کرامات اولیای الهی، نشان می‌دهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور می‌یابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزه‌ها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

15
  • ایشان هیچ کسى را قبول نداشت و همه را [تخطئه] مى‌کرد، بعضاً مى‌گفت که این خر است و این الاغ است و این نفهم است. براى گنده‌ها این‌طور تعابیرى داشت خیلى هم مرد فاضلى بود من یک وقت تقریرات ایشان را مى‌خواندم، خیلى از تقریرات ایشان را خواندم آن زمانی که کفایه داشتیم. واقعاً مرد فاضلى بود اصلاً با شیخ انصارى مثل عروسک بازى مى‌کرد! یک شرح بر مکاسب هم دارد. ایشان از همه ایراد مى‌گرفت، یعنی هیچ کسی را قبول نداشت و خیلى هم راحت بود مثلاً یک‌دفعه مى‌دیدى که درسش تعطیل مى‌شد. در درسش هم ده پانزده نفر بیشتر نمى‌رفتند ولى درسش خیلى عمیق بود یک‌دفعه مى‌دیدى او غیبش زد! آقا هرچه مى‌گشتند پیدایش نمى‌کردند! رفت! یک‌دفعه بعد از یک هفته مى‌دیدند که در کوفه رفته و دارد براى خودش حال‌ مى‌کند. زن هم نداشت و یکى از این حجرات کوفه را گرفته و خوش دارد کنار شط قدم مى‌زند! بابا بلند شو بیا! می‌گفت: من یک پولى از ایران برایم رسیده است تا اینجا تمامش نکنم بلند نمى‌شوم! خیلى راحت بود می‌گفت که تا تمامش نکنم نمى‌آیم! بلند شوید شما هم بروید. بعد مى‌گفت که شما هم اینجا بیایید پول را قسمت مى‌کرد و بقیه هم مى‌خوردند و تمام! می‌گفت: حالا بلند شویم سراغ امیرالمؤمنین علیه‌‌السّلام برویم پولمان تمام شد! برویم آنجا بنشینیم.

  • ایشان وقتى در مقام تنقید مى‌خواست از آقا میرزا محمدتقی انتقاد بکند مى‌گفت که خوبى ذاتی اوست و او هنر نکرده است! نمى‌گفت که اکتسابى است! مى‌گفت که ذاتاً خوب است و این هنر نیست! هنر آن است که... یعنى این دیگر نهایت انتقاد و تعییرى که مى‌تواند بیاورد این بوده است. آن‌وقت کسى مثل آقا میرزا محمدتقی دارد احتیاطاتش را [به آقا سید احمد کربلایى] ارجاع مى‌دهد، مرحوم آقا از آقا میرزا محمدتقی شیرازى خیلى تعریف مى‌کردند و مى‌گفتند که خیلى مرد بى‌هوایى بوده است! چه چیزها به او که نگفتند و چه فحش‌ها که به او ندادند و چه سعۀ صدرى داشته است! چه اهانت‌هایی که همین آقا سید محمدکاظم یزدى به ایشان نکرد! حالا مطالبى که إن‌شاءالله اگر خدا بخواهد بیرون بیاید و منتشر بشود در همین نوشته‌هاى خطى مرحوم آقا [می‌بینید که] خود مرحوم آقا از مرحوم آقا میرزا محمدتقی مطالبى دارند و وقتى انسان مى‌خواند تعجب مى‌کند و عبرت مى‌گیرد که چقدر باید ما روش خودمان را با این مرام‌ها منطبق کنیم.