
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
16آنوقت آقا سید احمد وقتى مىبیند که آقا میرزا محمدتقی زمینۀ براى مرجعیتش را دارد فراهم مىکند چنان برمىآشوبد که براى آقا میرزا محمدتقی نامه مىدهد که یا دست از این کار برمىدارى یا در روز قیامت حساب و کتابت با جدم است! آنجا دیگر حاکم ما هستیم و سلطنت بهدست ما است و جلوى جدم را مىگیرم و نمىگذارم که رد بشوی!! اصلاً آدم فقط صاف به این مطالب نگاه میکند ولى نباید انسان به اینطرف و آنطرف نگاه کند و فقط باید به این رفتار بزرگان نگاه کند و مدام خودش را نزدیک کند و نزدیک کند اگر آدم بخواهد مدام به اینطرف و آنطرف نگاه بکند کثرات زیاد است و غیر از کدورت هم براى انسان هیچ اثرى ندارد.
ما زمان سابق یک چیزیمان مىشد همان موقعها که از حالا کمی جوانتر بودیم ـ حالا هم پیر نشدیم، به ما اهانت نکنید! ـ بعد یک چیزهایی گیرمان میآمد و یک خبرهایى اینطرف آنطرف از آقایان [مىشنیدیم] که اصلاً از تعجب شاخ درمىآوردیم! عجب! مثلاً یک همچنین چیزى و یک همچنین قضیهاى میشود باشد؟! طلبه بهخاطر اینکه با فلان آقا مخالف است و اینها، یک نفر را [اجیر] کنند و پانصد تومان آن زمان به او بدهند و بیاید دَم همین سهراه موزه درِ گوش طلبه بزند و او را در جوى آب بیندازد و بگوید که خجالت نمىکشى پشت سر ناموس مردم راه افتادی؟! مردم را [جمع کند] و داد بیداد کند که یعنی چه؟! وقتی آبرویش برود بلند شود و از قم بیرون برود! ما وقتى اینها و نظایر این حرفها را مىشنیدیم برایمان خیلى عجیب بود! ولى خب گذشتِ زمان حل کرد، چه حلّی! آنچنان حل کرد که آنها را فراموش کردیم، تمام آنچه را که قبلاً مىشنیدیم و براى ما معجِب بود که چطور مىشود که مثلاً آقایى بیاید و اینطور استخدام بکند که این کار بکند و...!
