
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
1درس ششصد و هفتاد و نهم
بیان اشکال در باب اخذ جنس از ماده نه از فصل و صورت و پاسخ به آن (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
بهدنبال بحث گذشته دربارۀ کیفیت انتزاع جنس از ماده و اشکالی که مطرح شده بود در این زمینه که چرا جنس باید از ماده اخذ بشود نه از فصل و صورت، درحالىکه خود صورت هم داراى جوهر است؛ جوهرى که خودش عبارت از امتداد است؛ جوهرى که امتداد در ابعاد ثلاثه براى او فصلیت را پیش مىآورد. صورت فصلیت او عبارت از امتداد در این جهات ثلاثه است. این قضیه این نتیجه را مىدهد ـ طبق آنچه که در جواهر خمسۀ عالیه در ذاتیات ذکر شده است؛ در ذاتى باب ایساغوجى ـ که خود جوهر براى آن ماده جنس مىشود و همینطور جنس براى صورت مىشود منتها در ماده یکى جوهرى است که صورتش عبارت از همان استعداد و قابلیت محضه است و در صورت، جوهرى است که امتداد فعلى یعنى امتداد خارجى در جهات ثلاثه، آن صورت براى جوهر است پس هم ماده جوهر دارد و هم صورت هردو جوهر دارند. وقتى که هردو جوهر دارند و آن جوهر آنها مابهالاِشتراک بین همۀ انواع خودش هست پس چرا شما جنس را از ماده مىگیرید؟! بگویید که جنس از فصل هم قابل انتزاع است.
این اشکالى بود که در اینجا بر ایشان وارد مىشد و اشکال هم اشکال صحیحى است زیرا همینکه شما مىآیید در صورت یک مابهالاِشتراک و مابهالاِمتیاز تصور مىکنید باز در آنجا این مسئلۀ عموم مطرح مىشود و شما از جنس، چیزى جز عموم نمىخواهید؛ جنس عبارت است از یکى حقیقتى که نسبت به انواع مختلفه عامالشمول باشد. پس بفرمایید خود صورت این عبارت از یک حقیقت کلیۀ عامه نسبت به همۀ آن مصادیق خارجى است که در تحت زیرمجموعۀ این صورت هستند. فرض کنید این کتاب، دفتر، دستمال کاغذى و هرچه را از این نوع مىتوانید ببینید مثل پنبه یا چیزهاى دیگر مثل کتان و لباس و قُماش، چیزهایى که محصول واحدى دارند مىتوانید در تحت انواع مختلف همین صورت را براى آنها بیاورید منتها با عوارض مختلفه در اینجا داراى اصناف متفاوته شدند.
