اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

14٬162
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

17
  • حالا مى‌رود سراغ اعلم از آنهایى که دارند عمل کلیه مى‌کنند. آن یارو مى‌خواهد پولش را بگیرد مى‌گوید که آقا فردا بیمارستان بیا پذیرش کن و زود اپلیکیشن یارو را بردار و پر کن و به پذیرش بده تا سهمش محفوظ باشد. ولکن او در اینجا مى‌گوید که نه آقاجان اجازه بفرمایید بنده بروم کمی تحقیق بکنم. می‌گوید که اِ آقا اینجا آمدى مى‌گویید: صبر کن بابا کلیه است، ناخن نیست که بکشیم دوباره سر جایش دربیاید!

  • این حالتى که براى این فرد پیدا مى‌شود که به اعلم افراد شهر مراجعه کند و بعد هم مى‌آید سراغ اعلم افرادى که در تهران هستند نه فقط در آنجا بماند، این حالت آیا رجوع به اعلم در سیرۀ عقلائیه نیست؟!

  • تلمیذ: این هست درست است. صد درجه است.‌ یکى هفتاد درجه دارد، یکى هشتاد درجه، آن نود درجه و یکى صد درجه دارد تمام اینها علم پزشکى است این اعلمیت در اینجا درست است و عقل عقلاء همین را می‌گوید و درست است ولى حضرت ابراهیم علیه‌السّلام مى‌فرماید که ﴿مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ یعنی تو از این علم هیچى ندارى.

  • استاد: هیچ نداری، هیچ نمى‌فهمی، جائَنى مِن العِلم نه کلَّ العلم.‌

  • تلمیذ: ﴿جَآءَنِي مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ یعنی علم توحیدی که من به ملکوت سماوات و الارضش رسیدم‌.

  • استاد: ﴿جَآءَنِي مِنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾ یعنی بعضٌ مِن العلم، مِن بعضیه است یعنى یک مقدارى از علم که آن مقدار از علم...‌

  • تلمیذ: ﴿مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ یعنى تو هیچ ندارى.‌ این‌طور نیست که بگوید: تو پنجاه درصد دارى من شصت درصد بلکه مى‌گوید: ﴿مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ ‌یعنی تو هیچ نداری.

  • استاد: یعنى جائنى بعضُ مِن العِلم که تو ندارى، تو هیچ از مِنَ العلم [که من دارم] ندارى. پس من دیگر از تو اعلم هستم، اشکالى ندارد.

  • تلمیذ: او که هیچى ندارد اعلم از او مى‌شود؟! حضرت ابراهیم علیه‌السّلام عالم مى‌شود و او [آزر] جاهل مى‌شود. در یک رشته نمى‌شود تا بگوییم که آن ده درصد دارد آن بیست درصد دارد حضرت ابراهیم عالم مى‌شود و آزر جاهل‌ مى‌شود.

/ 613