اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

14٬162
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

18
  • استاد: نسبت به او جاهل است. بله، نسبت به آن مقداری که ندارد جاهل است ولى بنده هم خیلى اطلاعات پزشکى دارم ولى اگر قرار باشد فرض کنید که یک بیمارى پیدا بکنم به همان اطلاعات پزشکى خودم عمل مى‌کنم یا بلند مى‌شوم و به دکتر مى‌روم؟

  • تلمیذ: عرض کردم سنخیت ‌نیست.

  • استاد: بلند مى‌شوم دکتر مى‌روم چون نسبت به آن مقدار جاهل هستم.

  • تلمیذ: اینکه شما می‌فرمایید درست است. ‌

  • استاد: او هم همین‌طور دارد مى‌گوید.

  • تلمیذ 1: ولى اینجا این را با این نمى‌شود قیاس کرد یعنی آزر باید ده درصد داشته باشد حضرت ابراهیم بگوید که من شصت درصد دارم. ولى حضرت ابراهیم مى‌فرماید که تو اصلاً هیچى ندارى یعنی‌ عالم و جاهل می‌شود نه اعلم و عالم‌.

  • استاد: نمى‌گوید.

  • تلمیذ 2: تراشیدن بت علامت این است که این مقدار از علم را داشته که آن را به‌عنوان خدا می‌تراشید. آزر که بت می‌تراشید یک مقدار خدا را قبول داشته ولی به‌عنوان بت پرستش می‌کرد.

  • تلمیذ: علم توحید و ربوبی نداشته است.

  • لزوم مقلِّد بودن نسبت به میزان جهل

  • استاد: بله، حالا آن مسئلۀ بت پرستى او فرق مى‌کند. علىٰ‌کل‌ّحال مسئله فرقى نمى‌کند چه شما بگویید که علم از یک جنس یا از دو جنس است میزان، میزان جهل است. جهل یعنى ندانستن، انسان نسبت به آن میزانى که جاهل است باید مقلِّد باشد. تمام شد! حالا صفر است باید مقلِّد باشد، سى درصد است و آن شخص صددرصد است باید نسبت به هفتاد درصدِ بعد مقلِّد باشد، اگر پنجاه درصد است نسبت به پنجاه درصد بعد باید مقلِّد باشد. مسئله مسئلۀ جهل است و جهل هم یک امر عدمى ‌است اینکه دیگر مشخص است. حالا مدام بگوییم که سنخش فرق مى‌کند یا نمی‌کند، این چه دردى از ما دوا مى‌کند؟! مرحوم آقا که مى‌فرمایند: ابراهیم علیه‌السّلام به آزر گفته که ﴿مَا لَمۡ يَأۡتِكَ﴾ یعنى تو نسبت به من جاهل هستى؛ حالا صددرصد جاهلى یا سى درصد جاهلى، همین جهل تو باعث مى‌شود که به من مراجعه کنى وَ کَفىٰ به پس انسان باید مراجعه به اعلم بکند. تمام شد و رفت. این دیگر بحث ندارد.

/ 613