
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح میدهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورتهای عارض بر او فانی میشود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکلگیری شخصیتهای گوناگون میگردد؛ بهگونهای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت میکند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی میسازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهلبیت علیهمالسلام تأکید میورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین میکنند.
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح میدهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورتهای عارض بر او فانی میشود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکلگیری شخصیتهای گوناگون میگردد؛ بهگونهای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت میکند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی میسازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهلبیت علیهمالسلام تأکید میورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین میکنند.
فنای جوهریت انسان در صورتهای اخلاقی
21فرق تقوای حضرت علی و سلمان با دیگران
پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم که میفرماید: «علىٌ أعلمُکم، علىٌ أتقاکُم» و فلان یعنى اصلاً تقواى على علیهالسّلام ارتباطى به تقواى شما ندارد؛ پیغمبر دو ماه قبل دست على را روی جهاز شتر بالا برد و او را به خلافت نصب کرد اما هجده ساعت از فوت پیغمبر نگذشته بود که شما بهدنبال ابوبکر رفتید! این تقواى شما است ولى تقواى على چیست؟ تقواى سلمان چیست؟ تمام دنیا بیایند در تلویزیون حرف بزنند، در رادیو حرف بزنند، هر طور تئاترى دربیاورند و هر طور بازى دربیاورند، او یک نگاه مىکند مىبیند همهاش کشک است. این تقوا است! آیا آن سنخ تقوا با این یکى است؟ این تقوا فقط به همین چشم و گوش و فلان است.
من دیروز یک جایى بودم دوتا پیرمرد و پیرزنى بودند خیلی خوب و مسلمان و نمازخوان عادى و کشاورز و اینها بودند. خودشان گفتند ـ من که اصلاً مطرح نکردم ـ که ما در آن جریان که آمدیم فلان کار را کردیم بهخاطر این بود که خودمان دیدیم که آن طرف مخالف آمدند و یک همچنین کارى کردند و چون ما دیدیم آنها این کار را کردند به عِرق و حمیت دینى ما برخورد و ما آمدیم جانب طرف مقابل را گرفتیم. من هیچ نگفتم و فقط مىخندیدم و میگفتم که بله و فلان ولى یکدفعه گفتم که حالا اگر این کار را آن طرف مقابل براى زمین زدن این کرده باشد، چطور؟ مگر انجام نمیدهند؟! انجام میدهند. یعنى با یک دیدن، یک مسیر انتخاب مىکند! اصلاً روى این فکر نمىکند که آیا این قضیه [درست است یا نه]! ما در این دنیا الحمدلله همه طور دیدیم! هر چیزى را شما شنیدید بگویید که ممکن است. این را به شما بگویم که هر چیزى را از سفید و سیاه به سمع مبارک رسید عین بوعلى عمل کنید. داریم:
