اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

14٬162
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

9
  • ما هم مى‌گوییم که هرچه هست در قرآن و در روایات اهل‌بیت علیهم‌السّلام است و بالاتر از شما هم مى‌گوییم، همین است و غیر از همین هم نیست و هرچه هست همین است. حتى ما هم مى‌گوییم که آنچه را که از معانى عالیه و رشیقه بر ذهن ملاصدرا و امثال ملاصدرا آمده است از ناحیۀ ائمه و توسلات است ـ بالاتر از این؟! ـ همه از آنها آمده و افاضه شده و از آنها است ولکن همان‌طورى‌که مرحوم علامه مى‌فرمایند: معارف الهى داراى مراتبى است! عزیز من آن‌طورى که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام با سلمان صحبت مى‌کرد همان‌طور با ابوهریره و ابودرداء حرف نمى‌زد! حالا ابوهریره آدم عوضى بود ولى ابودرداء یک آدم عادى بود. آیا آن مطالبى را که به سلمان و عمار و اویس مى‌فرمود، همان مطالب را به ابودرداء و افراد عادى که در آن‌‌وقت بودند مى‌گفت؟! یا نه، مسائلى بود که اگر یکى‌ از آنها را به تو بگویند کله‌ات سرسام مى‌گیرد و دچار اختلال مى‌شوى! یک حرف از آنها بخواهد زده شود این‌طور می‌شوی! آن‌وقت ما همه را بیاییم در یک نسق قرار بدهیم و این مطلب را بگوییم؟!

  • خلاصه این قضیه که [با پاسخ مرحوم علامه طباطبایى] اتفاق افتاد، مرحوم آقا دیگر اینجا هیچ صحبتى نکردند؛ وقتى که ایشان گفتند که مجتهد است دیگر ایشان صحبتى نکردند و ما هم ...

  • تلمیذ: علامه طباطبائی ـ رضوان الله علیه ـ در جلساتشان برحسب همان عقل عادى صحبت مى‌کردند و مسائل عرفانی...

  • استاد: جلسه‌شان بین آقا و ایشان بود و کسى در آن مجلس نبود و فقط این دوتا بودند. نه، نظر ایشان بود. البته شاید نظرشان اواخر تغییر پیدا کرده است. بله، ایشان دأبشان این بوده که رعایت افراد و مقتضاى جلسات را داشتند اما با مرحوم آقا دیگر این مسائل را نداشتند و این‌ مطالب نبوده است و لذا این مسائل را مشاهده مى‌کنیم و نتایجش پیدا می‌شود.

/