اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

تحلیل نسبت میان اختیار، فطرت و سقوط در شقاوت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی و اخلاقی پیرامون کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. ایشان با پیوند زدن این بحث حکمی به مسائل تربیتی، توضیح می‌دهند که چگونه جوهریت و حقیقت انسانیت انسان، در صورت‌های عارض بر او فانی می‌شود. این فناء در مراتب مختلف، منجر به شکل‌گیری شخصیت‌های گوناگون می‌گردد؛ به‌گونه‌ای که انسان با اختیار خود، یا به سوی نورانیت و فطرت حرکت می‌کند و یا با غرق شدن در رذایل و تکالب بر دنیا، جوهر انسانیت خود را در صورت شقاوت فانی می‌سازد. در ادامه، استاد با نقد برخی رویکردهای سطحی در مواجهه با معارف الهی و ضرورت رجوع به اعلم در مسائل دینی، بر اهمیت بصیرت و لزوم حفظ شأن و جایگاه معارف اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید می‌ورزند و در پایان، با تحلیل واقعه خندق، معنای حقیقی افضلیت ضربت امیرالمؤمنین را در پرتو اتصال سرّی ایشان به عالم ربوبی تبیین می‌کنند.

فنای جوهریت انسان در صورت‌های اخلاقی

1
  • درس ششصد و هشتادم

  • بیان اشکال در باب اخذ جنس از ماده نه از فصل و صورت و پاسخ به آن (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • وَ لَنا فی هذا المَقامِ زیادةُ تَحقیقٍ و توضیحٌ لِلكلامِ فاستَمع لِما یُتلىٰ عَلیك مِن الأسرارِ مُلتزماً صَونهُ عنِ الأغیارِ الأشرار و هوَ أنَّ الحُكماءَ قَد أطبَقوا عَلى أنَّ الجنسَ بالقیاسِ إلى فصلِه عرضٌ لازمٌ كَما أنَّ الفصلَ بالقیاسِ إلیهِ خاصّة ثُمَّ ذَكروا أنَّ الجنسَ فی المُركّباتِ الخارجیةِ مُتّحدٌ معَ المادةِ و الفصلِ معَ الصورةِ فَیَلزم‌ُ مِن هذینِ الحُكمَین عدمُ كونُ فصولِ الجواهر بِمعنى كونِها مُندرجةً تحتَ معنَى الجواهِرِ اندراجَ الأنواعِ تحتَ جِنسها.1

  • در اینجا مرحوم آخوند بعد از اینکه فارغ شدند از جواب آن اشکالى که آقایان بر کیفیت انتزاع جنس از ماده کردند و واقعاً هم جواب متینى بود و فرمودند که بله؛ گرچه جوهر هم در ماده و هم در صورت وجود دارد ولکن خود جوهریت در اینجا به معناى یک حقیقت فانیۀ در آن فصلِ مقوِّم خودش مطرح است و آن حقیقةُ الشی‌ء همان است که آن فصل مقوِّم اوست به انسان ارائه مى‌دهد.

  • تغییر صورتِ معصوم و صاف و زلال انسان به‌ یک حیوان درنده‌

  • واقعاً این یک مطلبى است که بسیار بسیار در اینجا قابل توجه است که از نقطه‌نظر مسائل تکوینى و مسائل تربیتى و اخلاقى در مسئلۀ صفاء نفس و همین‌طور در قضیۀ کدورت نفس، این مسئله را مشاهده مى‌کنیم که آن جوهریت انسان به‌واسطۀ آن فصلیتى که دارد فانى در اوست؛ یعنى اگر ما حقیقت فصلیت انسان را درنظر بگیریم وقتى که هنوز آلودۀ به دنیا، تمایلات، تکالب بر دنیا و اینها نشده است ما یک چهرۀ پاک و صاف [مشاهده مى‌کنیم]، وقتى که این بچه‌ها ـ بچۀ یک هفته یا یک ماهه و فلان ـ را مى‌آورند و شما نگاه می‌کنید و وقتی که انسان اینها را در بغل مى‌گیرد، واقعاً وقتى که انسان در سیماى این [طفل] توجه مى‌کند آن حقیقت انسانیت و جوهریتى را که الآن در این روح و نفس وجود دارد که لباس انسانى که همان فصلیت و صورت اوست پوشیده، فانى در این صورت انسانی مى‌بیند و یک عصمت و طهارت و نورانیت محض را مشاهده مى‌کند که هیچ‌گونه در او جنبۀ تنوع ـ‌ تنوع به معناى پذیرش نوعیت ـ و پذیرش نوع انسانِ داراى خصوصیات چیز در اینجا مشاهده نمى‌کند؛ یعنى واقعاً این مسئله را در این بچه احساس مى‌کند ولى جالب اینجاست هرچه که مى‌گذرد انسان شکل‌هاى دیگر و مسائل دیگرى را مشاهده مى‌کند تا مى‌رسد به جایى که همین انسانى که اول یک صورت معصومیت پاک و صاف و زلال داشت تبدیل به‌ یک حیوان درنده‌ای مى‌شود که واقعاً در شکل و شمایل [مختلف دیده می‌شوند] انسان وقتى که عکس بعضى‌ها را می‌بینید از این افراد قسىُّ القلب و جانی، اصلاً مى‌گوید که صد رحمت به گرگ و پلنگ! صد رحمت! یعنى یک قیافه‌اى است که واقعاً در آن قیافه...

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 39 و 40.