اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

تحلیل دیدگاه حکمت مشاء و نقد آن در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع می‌کند، درحالی‌که صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار می‌گیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته می‌پردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا می‌توان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشت‌های نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی می‌پردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان می‌رسانند.

مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت

14
  • مرحوم آخوند مى‌گویند: این مسئله درست است ولی این اشکال الآن به این کیفیت ازبین مى‌رود. اشکال این است که آن ماده که در اینجا به‌عنوان منشأ براى کیفیت انتزاع جنسیت است عبارت از ابهام محض است، از خودش وجودى ندارد تااینکه بخواهد مستقلاً مورد نظر قرار بگیرد و ما از آن انتزاع فصلیت کنیم. چون از خودش وجود ندارد و فانى محض است، آن فناى محض او اقتضاء مى‌کند که ما جنسیت را که مشترک و عام است از او بگیریم، نه از صورت که آن صورت یک حیثیت استقلالیه دارد و مختص به خود او است و قابل اشتراک براى بقیه نیست! این کلام مرحوم آخوند بود.

  • عرض ما در اینجا این بود که تا آن ماده خودش یک حقیقت خارجی نداشته باشد، نمى‌تواند متصور به صورت بشود! وقتى که نتوانست متصور به صورت بشود، یعنى اگر آن امر مستقل بود از نقطه‌نظر استقلال خودش، خب چطور شما جنس را از او مى‌گیرید؟! خب مى‌توانید جنس را از صورت هم بگیرید. بله! آن صورت، صورت متشخصه و متمایزۀ با بقیه می‌شود و حالا باز جاى صحبت هست.

  • وقتی مرحوم آقا ـ‌ رضوان الله تعالی علیه ـ [نوشتن کتاب] امام شناسی را شروع کردند، من از ایشان سؤال کردم که چند جلد می‌شود؟ ایشان فرمودند: هفت یا هشت جلد فوقش ده جلد، دیگر بیشتر نمی‌شود. ـ هجده جلد شد؟! ـ گفتم: اگر می‌شود زودتر الله شناسی را بنویسید، البته آن موقع اسم آن الله شناسی نبود و بعداً ایشان این اسم را گذاشتند، نمی‌دانم توحید یا خداشناسی بود.

  • تلمیذ: یکتاشناسی بود.

  • استاد: گفتم که چرا آن [کتاب] را شروع نمی‌کنید؟ آنچه درنظر من بود این است که مسئلۀ امامت و اینها مسئلۀ روشنی است و بالأخره از دیدگاه ما امام مشخص است؛ وضعیت امام و حالات امام و مقام ثبوت و اثبات مشخص است. ما بیشتر دنبال قضیۀ توحید بودیم که ببینیم ایشان طبق ذهنیات ما چطور جلو می‌آیند! ایشان یک خنده‌ای کردند و ـ تازه جلد اول یا دوم امام شناسی را دست گرفته بودند ـ گفتند: «آنچه که من مشاهده کرده‌ام این است که امام ما مظلوم واقع شده است! لذا گفتم که قبل از هر چیز به مسئلۀ امامت بپردازیم.» واقعاً هم مسئله همین‌طور است و در این قضیه کوتاهی‌هایی صورت گرفته است!