
مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت
تحلیل دیدگاه حکمت مشاء و نقد آن در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز میشود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع میکند، درحالیکه صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار میگیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته میپردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا میتوان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشتهای نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی میپردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان میرسانند.
مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفه مشاء یعنی کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشهور در فلسفه آغاز میشود که جنس را به دلیل ابهام و استعداد محضِ ماده، از آن انتزاع میکند، درحالیکه صورت به دلیل دارا بودن تشخص خارجی، منشأ انتزاع فصل قرار میگیرد. در ادامه، استاد با به چالش کشیدن این مبنا، به بررسی این نکته میپردازند که آیا ماده و صورت، هر دو دارای حقیقت وجودی مستقل هستند یا خیر و آیا میتوان برای مفاهیم کلی، منشأ خارجی واحدی در نظر گرفت. این جلسه با تأکید بر لزوم تفکیک دقیق میان وجود و ماهیت و نقد برخی برداشتهای نادرست از مفاهیم فلسفی، به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در نظام هستی میپردازد و در نهایت، با اشاره به ضرورت رعایت حدود و ثغور در مباحث اعتقادی و جایگاه رفیع امامت، بحث را به پایان میرسانند.
مبانی فلسفی اخذ جنس از ماده و صورت
19تلمیذ: راجع به آقای بروجردی داریم که عدهای آمده بودند و در میان آنها پیرمردی هم از روستا آمده بود و او پای ایشان را بوسید! ایشان منقلب میشوند و شدید دعوا میکنند و آن روز حالشان بههم میریزد! میگویند: این حریم امام است چرا میخواهید کاری کنید که ما را در آن مسیر ببرید؟! این را برای امام زمان انجام بدهید.
استاد: بارک الله.
تلمیذ: تابهحال ندیده بودم، ایشان نذر کرده بودند که اگر حتی یک بار عصبانی شدند، یک سال روزه بگیرند! میگویند: تابهحال کسی ندیده بود که اینطوری منقلب بشوند! ظاهراً عبا را به سر میکشیدند و همینطوری به منزل میرفتند که کسی دنبال ایشان نیاید.
استاد: در اینجا عصبانی شدند! خوش به حالشان، اینها بردند! یک قضیهای را هم خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ از آقای بروجردی در زمانی که ایشان قم بودند نقل میکردند؛ البته این قضیه را حاج شیخ اسماعیل معزی ملایری برای ایشان نقل کرده بود، او خیلی با آقای بروجردی بود. او میگفت: من در آن مجلس بودم. ظاهراً هوا هم گرم بود و هیئت عزاداری داخل منزل آقای بروجردی آمده بود. ظاهراً منزل ایشان در خیابان چهارمردان بود، همان کوچهای که منزل آقا شیخ مرتضی حائری بود. یکی از گردانندگان [دستۀ عزاداری] با صدای بلند میگوید: برای سلامتی آیةالله بروجردی و امام زمان علیهالسّلام صلوات بفرستید! یکدفعه ایشان از آن پنجرهای که بود بیرون میآیند و میگویند: کدام بیتربیتی بود که اسم مرا بر اسم امام زمان علیهالسّلام مقدم کرد؟! من [در جمع شما] نمیآیم و نیامدند. ایشان معمولاً در جمع عزاداران میآمدند و آنها عزاداری میکردند، گفتند: من نمیآیم و شرکت نمیکنم، بروید! اگر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودند چیزهای دیگری هم اضافه میکردند، حالا ایشان به همین مقدار [کفایت کردند]. خدا خیرش دهد و رحمت کند، آدم باید اینطور باشد! این حداقل قضیه است. نهاینکه آدم باید اینطور باشد!
