اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

درک ربط وجودی موجودات به مبدأ هستی و تفاوت دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فقر ذاتی» و جایگاه آن در توحید افعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده در فلسفه مشاء آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تمام وجودات خلقی، ربطی و فقیر به مبدأ اعلی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های عالم، تفاوت بنیادین میان «نگاه استقلالی» اهل ظاهر و «نگاه ربطی» اهل معنا را واکاوی می‌کنند. در این مسیر، با نقد رفتارهای ظاهری و قشری در عبادات و مرجعیت، بر ضرورت رسیدن به شهودِ فقرِ ذاتی تأکید می‌شود. حاصل اصلی این بحث، درک این حقیقت است که تا زمانی که انسان به شهودِ فقرِ محضِ موجودات نسبت به حق نرسد، در حجابِ کثرات باقی مانده و از حقیقتِ توحید افعالی که در سیره اولیای الهی متجلی است، محروم خواهد ماند.

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

13
  • یک آقایی داشت از قول آن مرحوم شیخ محمدعلی کاظمی تأیید می‌آورد ـ از آن آقایان فعلی از آن اوایل که قم آمدیم یک چند روزی رفته بودیم، مرحوم آقا رضوان الله تعالی علیه گفته بودند برو ـ داشت تأیید می‌کرد که علت اینکه ما دستور نداریم که به این مسائل عرفان و فلسفه و اینها پرداخته شود، این به‌خاطر این است که عبد در مقام عبودیت فقط باید اطاعت کند و دیگر لازم نیست که بداند مولا کیست و... او باید اطاعتش را بکند و مولا فقط باید به عبد امر کند و عبد هم از او اطاعت کند حالا مولا چه وضعیتی دارد؛ عالم است جاهل است فَریّ است فقیر است شاخ دارد دم دارد فلان دارد آدم است به اینها کاری نداریم باید اطاعتش را بکند و این مسئله همین است! حالا ایشان داشت تأیید می‌کرد یعنی می‌گفت که ما باید کارمان را بکنیم و اطاعت کنیم. آیا این با کلام امیرالمؤمنین علیه‌السّلام «کَیفَ اعبُدُ ربا لم اره»1 می‌سازد؟ کلام ایشان هم همین است؟ امیرالمؤمنین هم همین حرف شیخ محمدعلی کاظمی را زد یا حرف جنابعالی را؟ این خطبات و این مقام ﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ﴾2 و لیعرفون و ﴿ذلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ3

  • این مراتب بالا و این جهاتی که ذکر شده و اینها با این حرف‌ شما چطور می‌خواند؟ چه چیزی دارد؟ نهایت این مطلب شما به کجا می‌رسد؟ آن آدمی که در بیست‌سالگی هرچه بود در نودسالگی هم همان است. آیا این است میزان معرفت؟! پس چرا اینها را در اصحاب ائمه علیهم‌السّلام نمی‌بینیم؟! آنها مدرکاتشان طور دیگری است؟ «لو عَلِمَ أباذر ما فی قلبِ سلمان لَقتله أو كفّره»4 این معنا پس چیست؟ خب سلمان بیاید عبودیت کند دیگر او چه کار کرده که این شده و او نشده است؟! خیلی اوضاع به‌هم می‌ریزد ها! ما به‌خاطر اینکه از زیر بار این دربرویم و راحت بگیریم و خودمان را به تنبلی می‌زنیم و نمی‌خواهیم این مسائل را بپذیریم شروع می‌کنیم به این‌همه توجیه و این مسائل را آوردن. آن عبدی که بداند مولای او مولای آن‌چنانی است با آن عبدی که اصلاً خدا را نشناسد هردو یک نماز می‌خوانند؟! بله، آن نماز او همین می‌شود که برای شما گفتم؛ در همین فیضیه مرحوم آقا شیخ محمدعلی اراکی نماز می‌خواند و ما هم شب‌ها نماز مغرب و عشاء را اینجا می‌آمدیم پشت سر ایشان می‌خواندیم. یک شخصی که الآن هم حیات دارد و هست کنار ما نشسته بود و از شاگردان درس ایشان بود، ما آن‌وقت قوانین می‌خواندیم. در موقع تشهد خواندن، او کمر ما [خم] شده بود و او از پشت مدام کمر ما را راست می‌کرد! ما هم یک چیزی‌مان می‌شد و وقتی دیدیم ایشان به‌جای نماز و پرداختن به تشهد دارد کمر ما را را راست می‌کند ما هم مدام کمرمان را این‌طوری می‌کردیم و او راست می‌کرد! بعد نماز گفت که آقا چرا این‌طوری می‌کنی؟! گفتم که به تو چه مربوط است؟! همین‌طوری گفتم! نگفتم که به شما، گفتم که به تو چه ربطی دارد؟! تو نمازت را بخوان! تو مأمور نمازی یا مأمور کمر بنده‌ای که مدام صافش می‌کنی؟! یعنی آقایی که سنش شصت سال بود و ریش‌هایش همه سفید بود الآن باید بالای هشتاد سال داشته باشد. بله، آن‌وقت شصت سال داشت الآن خیلی باید پیر باشد نود را باید داشته باشد، بالای این حرف‌ها باید باشد، موهایش سفید بود تقریباً همین جوگندمی بود، آن‌وقت او دارد نماز می‌خواند. این به أدنیٰ [راضی هستیم معنایش] همین است یعنی در همین حد کافی است که مأمور کمر مردم هم هستیم! در همین حدّی که یک چیزی خوانده شود و یک چیزی گفته شود و تمام.

    1. التوحید، شیخ صدوق، ج 1، ص 117. امام شناسی، ج 12، ص 329:
      «من مردى نیستم که عبادت کنم پروردگارى را که ندیده باشم.»
    2. . سوره ذاریات (51) آیه 56. الله شناسی، ج 3، 111 :
      «و من جنّ و انس را نیافریدم مگر براى آنکه مرا عبادت نمایند.»
    3. . سوره حج (22) آیه 62. الله شناسی، ج 2، 215:
      «حقّاً الله مى‌باشد که اوست یگانه حق.»
    4. الكافى، ج ١، ص ٤٠١. مشارق أنوار الیقین فى أسرار أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام، ص ٣٠٧.