اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

درک ربط وجودی موجودات به مبدأ هستی و تفاوت دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فقر ذاتی» و جایگاه آن در توحید افعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده در فلسفه مشاء آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تمام وجودات خلقی، ربطی و فقیر به مبدأ اعلی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های عالم، تفاوت بنیادین میان «نگاه استقلالی» اهل ظاهر و «نگاه ربطی» اهل معنا را واکاوی می‌کنند. در این مسیر، با نقد رفتارهای ظاهری و قشری در عبادات و مرجعیت، بر ضرورت رسیدن به شهودِ فقرِ ذاتی تأکید می‌شود. حاصل اصلی این بحث، درک این حقیقت است که تا زمانی که انسان به شهودِ فقرِ محضِ موجودات نسبت به حق نرسد، در حجابِ کثرات باقی مانده و از حقیقتِ توحید افعالی که در سیره اولیای الهی متجلی است، محروم خواهد ماند.

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

2
  • فقر، بیانگر جنبۀ ذاتی ربطیه

  • «إلهى کفىٰ بى عزاً أن أکون لک عبداً»؛1 کفایت عزّ این است که براى تو عبد باشیم. و یااینکه در روایت دیگر دارد: «الفقرُ فَخرى»2 که اهل ذوق و معنا هم فقر و فرقۀ فقر را از اینجا گرفتند که حالت تصوف و درویشی است، همان جنبۀ فقریت و نیاز و احتیاج آنها است [البته] اگر راست بگویند! والاّ در همین بساط هم خب کلک و دکان و اینها تا بخواهید هست! این حیثیت فقر که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‌فرماید: «الفقرُ فَخرى»، حیثیت فعلیه است و در اینجا فقر به معناى حیثیت ابهام و حیثیت اعتبار نیست، آن فقرى را که ما در اینجا قائل هستیم جهت اعتبارى دارد و خودمان را از خدا هم غنى‌تر و مستغنى می‌دانیم، اگر مستغنى نمى‌دانستیم که این‌طورى نبود! حیثیت فقریه‌اى که رسول خدا مى‌فرماید: «الفقرُ فَخرى»، حیثیت فعلیه است یعنى فقر براى رسول خدا جنبۀ فعلى دارد، گرچه جنبۀ فعلى واقعى دارد ولى مسئله، جنبۀ فعلى ادراکى و شهودى است والاّ آیۀ شریفۀ ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَهِ وَٱللَهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾3 به حیثیت واقعیۀ ربطیۀ انسان برمى‌گردد ولى آیا این حیثیت واقعیه براى انسان مُدرَک شده یا نشده است؟! تا آدم بخواهد به این مطلب برسد دم شتر به زمین مى‌رسد! پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به این مطلب رسید یعنى این حیثیت براى او صورت فعلیه پیدا کرد و فقر براى او جنبۀ ذاتی ربطیه را نشان داد. این حیثیت به این معنا نیست که شیئی وجود ندارد و از باب وجود نداشتن، این فقر در اینجا حاصل شده است و اگر این‌طور باشد خب دیگر در اینجا فخر معنا ندارد! فخر به حیثیت عدمى تعلق گرفته است ‌و عدم که شیئى نیست که یُخبَرُ و لا یُخبَرُ بِه باشد، بنابراین آن چیزى که هست و در عینِ هست نیست، چیست؟ آن چیزى که هست و در عین هست بودن، حیثیت ربطیه دارد چیست؟ آن چیزى که هست و در عین هست بودن جنبۀ اتکاء به مبدأ دارد چیست؟ آن عبارت از تطوّر در وجود و تطوّر در ذات و تطوّر در آن حقیقت جنبۀ خارجى وجود است. معنا ندارد که در آن وجود که جنبۀ حقیقى و ظهور حقیقى است فقر باشد. ظهور حق، یک ظهورى است که یک امر واقعى است. آن وجود خارجى ظهور است و مظهریت ظهور است و تبلور اضافۀ اشراقیه است که در آنجا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از آن تعبیر به فقر دارند. اینکه وجود حق، همه مربوط به حق است و جداى از حق نیست، این مسئله که فقر نیست بلکه عین غنا است! همان‌طوری‌که ذات بارى خودش در وجود خود غناء ذاتى دارد، در ظهورات خود هم غنا دارد. مگر ظهورات غیر از همان وجود بارى است که به شکل و صور مختلف تجلى پیدا کرده است؟! ما نمى‌توانیم حمل موجودٌ بر خود نفس وجود بارى بکنیم و اوصاف وجود را بر او حمل کنیم و درعین‌حال ظهور او را یک امر عدمی بپنداریم و او را جدا کنیم! اگر جدا کنیم بنابراین دیگر چیزى باقى نمى‌ماند که ما بر او حکم موجود کنیم. اینکه الآن بر ظهور حق حکم موجودٌ مى‌شود به‌خاطر ظهورات همان وجود و مبدأ اول است.

    1. . کنز الفوائد، ج ۱، ص ۳۸6.
    2. عدة الداعی، ج ۱، ص ۱۲۳.
    3. . سوره فاطر (35) آیه 15. امام شناسی، ج 1، ص 108:
      «اى مردم، تمام شما به تمام شراشر وجود هستى نیازمندانى به خدا هستید و فقط خداست كه بى‌نیاز است و اوست كه سزاوار تحمید و ستایش است.»