اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

درک ربط وجودی موجودات به مبدأ هستی و تفاوت دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فقر ذاتی» و جایگاه آن در توحید افعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده در فلسفه مشاء آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تمام وجودات خلقی، ربطی و فقیر به مبدأ اعلی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های عالم، تفاوت بنیادین میان «نگاه استقلالی» اهل ظاهر و «نگاه ربطی» اهل معنا را واکاوی می‌کنند. در این مسیر، با نقد رفتارهای ظاهری و قشری در عبادات و مرجعیت، بر ضرورت رسیدن به شهودِ فقرِ ذاتی تأکید می‌شود. حاصل اصلی این بحث، درک این حقیقت است که تا زمانی که انسان به شهودِ فقرِ محضِ موجودات نسبت به حق نرسد، در حجابِ کثرات باقی مانده و از حقیقتِ توحید افعالی که در سیره اولیای الهی متجلی است، محروم خواهد ماند.

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

3
  • اگر آن مبدأ اول ظهور نداشته باشد ـ ظهور واقعى نداشته باشد نه ظهور اعتباری! ـ در خارج هم چیزى وجود ندارد مثل سایه؛ این ظلّى که به تبع شمس تحقق و وجود خارجى دارد و اگر وجود خارجى نداشت شما بین ظلّ و ذى الظّل احساس تفاوت نمى‌کردید، این احساس تفاوتى که دارید به‌خاطر این است که دارید فرق را مشاهده مى‌کنید، دارید مى‌بینید و این فرق دیدن هم به خیال نیست که بنشینید و تصور کنید و بگویید که حالا من این‌طورى تصور مى‌کنم که در اینجا ظلى وجود ندارد، نه! به تصور شما کارى ندارد. ظل هست، چشمتان را ببندید سایه هست و چشمتان را هم باز کنید سایه هست و هیچ ارتباطى به چشم بستن و چشم بازکردن شما ندارد، فقط چشم باز کردن باعث اطلاع شما از این مسئله مى‌شود نه‌اینکه باعث وجود یا ایجاد او مى‌شود! چشم باز کردن ما سایه را ایجاد نمى‌کند بلکه [باعث] اطلاع بر وجود سایه می‌شود و دلیل بر این است که در اینجا خود حرکت ذى الظل موجب حرکت خود ظل خواهد شد ولى درعین‌حال که ظل یک امر واقعى و حقیقى است و در اینجا کنار آن ذى الظل نمود دارد و خود را نشان مى‌دهد، حقیقت او حقیقت ربطیه و حقیقت فقر محض است، دلیل بر این است که وجود او قائم به وجود ذى الظل است! ذى الظل به آنجا برود سایه هم آنجا می‌رود، اینجا بیاید اینجا مى‌آید، آنجا برود آن‌هم مى‌گردد و در هر نقطه جایش را عوض کند او هم به تبع او عوض مى‌کند لذا شما بدون اینکه به شخص نگاه کنید از حرکتى که سایه پیدا مى‌کند مى‌دانید که این به کجا مى‌رود و سیر او را تشخیص مى‌دهید. اینکه سیر را تشخیص مى‌دهید، ذى الظل را ندیدید بلکه دارید سایه را مى‌بینید اگر سایه امر عدمى بود پس چرا رفتن او را تشخیص دادید؟! پس چرا ذهن شما از این مسئلۀ رؤیت ذى الظل به مقصد او منتقل مى‌شود؟! چرا به ‌جاى دیگر منتقل نمى‌شود؟! پس معلوم است که ظل یک امر حقیقى است ولى آیا ظل امر مستقل بالذات است یااینکه ظل، معلول است و جنبۀ فانى در ذى الظل دارد؟! حقیقت ظل یک حقیقت فقر و یک حقیقت ابهام و استعداد محض است؛ یعنى وقتى که این ارادۀ ذى الظل در آنجا تعلق بگیرد سایه هم بر طبق او شکل پیدا مى‌کند. الآن من دستم را درمقابل لامپ قرار مى‌دهم، شما دست من را نمى‌بینید و چشمتان بالا را نمى‌بیند و فقط پایین را مى‌بیند، نگاه مى‌کنید مى‌بینید که الآن این دست من که [روی] کتاب است شروع به حرکت کردن مى‌کند، شما نمى‌بینید که بالا کیست که دارد این دست را تکان مى‌دهد بلکه در اینجا این سایه را مى‌بینید که حرکت مى‌کند. این عجب کتاب اسفارى است، در آن چه چیزهایى پیدا مى‌شود؟! حالا از این حرف‌ها و یک چیزها و حرکت‌هایی هم این وسط هست و پیدا مى‌شود. خب سر را که بالا کنید مى‌بینید دست دارد حرکت مى‌کند و سر را یک کمی بالاتر بیاورید مى‌بینید لامپ در اینجا روشن است و اگر لامپ در اینجا خاموش بود یااینکه لامپ روشن بود و دستى وجود نداشت آیا شما این حرکت را هم مى‌دیدید؟! دیگر نمى‌دیدید! پس الآن هم باید دو چیز وجود داشته باشد؛ یکى لامپ و یکى هم دست و علاوه بر دست، حرکت دست! این‌همه مسائل هست! آن‌وقت شما در اینجا یک وجود خارجى مشاهده مى‌کنید، [آیا] این مشاهدۀ وجود خارجى خیال است یا واقعیت است؟ واقعیت است. اگر واقعیت نداشت که شما از این پى به دست [نمی‌بردید]! درحالى‌که نگاه نکردید.