اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

درک ربط وجودی موجودات به مبدأ هستی و تفاوت دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فقر ذاتی» و جایگاه آن در توحید افعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده در فلسفه مشاء آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تمام وجودات خلقی، ربطی و فقیر به مبدأ اعلی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های عالم، تفاوت بنیادین میان «نگاه استقلالی» اهل ظاهر و «نگاه ربطی» اهل معنا را واکاوی می‌کنند. در این مسیر، با نقد رفتارهای ظاهری و قشری در عبادات و مرجعیت، بر ضرورت رسیدن به شهودِ فقرِ ذاتی تأکید می‌شود. حاصل اصلی این بحث، درک این حقیقت است که تا زمانی که انسان به شهودِ فقرِ محضِ موجودات نسبت به حق نرسد، در حجابِ کثرات باقی مانده و از حقیقتِ توحید افعالی که در سیره اولیای الهی متجلی است، محروم خواهد ماند.

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

6
  • نگاه ما به افراد، نگاهِ از پشت در است! مى‌گوییم: بَه‌بَه این آقا چه خوب صحبت مى‌کند درحالى‌که خودش یک کلمه از حرف‌هاى خودش را قبول ندارد و یک کلمه را نمى‌فهمد! [اگر] قبول داشته باشد که این‌طورى نمى‌کند و این بساط [را درست نمی‌کند]! این روش او نیست! این حرکت او نیست! این رفتار او نیست! این چیز نیست! بله، گوش آسمان و کرات و کهکشان شیرى را هم با حرف‌هاى خودمان کر کردیم و آنها هم ازدست ما به فغان آمدند که بابا به خدا خودمان فهمیدیم که خدا کیست! به خدا خودمان پیغمبر را فهمیدیم! امام و دین را فهمیدیم! چه خبر است؟! خوب هم فهمیدیم؛ چنان فهمیدیم که دیگر هیچ کسی نمى‌تواند این‌طورى به ما حالى کند! چه خبر است؟! متوجه همه چیز هستیم و شدیم و دیگر [حرف‌های] زیادى نیازى نیست!

  • خب این به‌خاطر این است که ما اینجا در تمام اینها آن جنبۀ تأثیرى را مشاهده نمى‌کنیم ولى هست! آن شخصى که بصیر و خبیر است و چشمش باز شده و مسائل را فهمیده است، صدا را مى‌شنوند نه‌اینکه صدا را نشنود! از نظر شنیدن با ما فرقى نمى‌کند؛ هم ما مى‌دانیم در اینجا صدایى هست و هم او مى‌داند، در اینجا باهم متفق هستیم و بین‌ عارف و غیر عارف در این نقطه اشتراک هست که هردو وجود خارجى را لمس مى‌کنند نه‌اینکه آن عارف بنابر آن ذوق متألهین که بعضی‌ها مثلاً به اشتباه این مسئله را برداشت کردند و حتی حکم ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً﴾1را نسبت به وجود خارجى تسرى داده‌اند ...، نه! این‌طور نیست، وجود خارجى فرق مى‌کند؛ وجود خارجى، وجود خارجى خود را دارد نه‌اینکه ندارد! عارف هم مى‌داند که آن اشیاء خارجى وجود دارند و همه ...، منتها خب انسان نباید طعنه بزند و چیزى را که نمى‌فهمد به اینها بگوید. عارف نمى‌گوید که در خارج چیزى نیست بلکه مى‌گوید: هست، همان‌طورى‌که ما مى‌گوییم هست، فرق بین ما و او این است که ما در او نظر ربطى را مشاهده نمى‌کنیم و به او وجود استقلالى مى‌دهیم گرچه به ظاهر بگوییم که متدلّى به آن مبدأ اعلى است! گرچه به ظاهر بگوییم که متکى به او هست! ولکن نسبت به او جنبۀ خارجى داریم.

    1. . سوره نور ‌(39) آیه 24. الله شناسی، ج 2، ص 18:
      «هم‌چون آب‌نما و سرابى مى‌باشد كه در زمین هموارى قرار دارد به‌طورى‌كه شخص تشنه‌كام آن را آب گمان مى‌نماید.»