اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

درک ربط وجودی موجودات به مبدأ هستی و تفاوت دیدگاه‌ها

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فقر ذاتی» و جایگاه آن در توحید افعالی می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده در فلسفه مشاء آغاز شده و به این نقطه می‌رسد که تمام وجودات خلقی، ربطی و فقیر به مبدأ اعلی هستند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس و نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های عالم، تفاوت بنیادین میان «نگاه استقلالی» اهل ظاهر و «نگاه ربطی» اهل معنا را واکاوی می‌کنند. در این مسیر، با نقد رفتارهای ظاهری و قشری در عبادات و مرجعیت، بر ضرورت رسیدن به شهودِ فقرِ ذاتی تأکید می‌شود. حاصل اصلی این بحث، درک این حقیقت است که تا زمانی که انسان به شهودِ فقرِ محضِ موجودات نسبت به حق نرسد، در حجابِ کثرات باقی مانده و از حقیقتِ توحید افعالی که در سیره اولیای الهی متجلی است، محروم خواهد ماند.

حقیقت فقر ذاتی و تفاوت نگاه عارف با اهل ظاهر

1
  • درس ششصد و هشتاد و دوم

  • کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت بنابر حکمت مشاء (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1

  • مظلومیت امام صادق علیه‌السّلام (ت)

  • در بحث جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض شد که [مرحوم آخوند] مطالبى ـ اندراج جنس و همین‌طور فصل در تحت آن ذاتیاتِ کلیات خمس ـ را از فلسفۀ مشاء نقل مى‌کنند که این مسئله بنابر فلسفۀ‌ مشاء صحیح است و اینکه چطور جنس از ماده انتزاع مى‌شود و آن کیفیت و توجیه‌ای را هم که مرحوم آخوند در اینجا مى‌فرمایند توجیه صحیحى به‌نظر مى‌آید از باب اینکه ماده حقیقتى است که آن حقیقت خارجى ابهام محض است یعنى استعداد و ابهام محض براى آن حقیقت خارجى، خودش فعلیت پیدا کرده است. گاهى اوقات خود فعلیت، فعلیت در ابهام و استعداد و قابلیت است؛ آن فعلیتِ در قابلیت است که موجب مى‌شود که این ماده صور مختلفى بگیرد. اگر این ماده فعلیتِ در قابلیت نداشت، همین‌طور مثل آهن مى‌ایستاد و نمى‌گذاشت صور مختلفى بر او حمل شود و همین‌طور درقبال تقبّل صور مختلفه ایستادگى مى‌کرد و از ورود صور بر این ماده جلوگیرى مى‌کرد ولى ما مى‌بینیم این ماده همین‌که صورت فعلیه دارد، خود آن صورت فعلیه دلالت بر حقیقت ابهام و استعداد و تجرد محض او براى رسیدن به آن صور دارد، همین براى او فعلیت دارد؛ فعلیت داشتن به معناى تحقق خارجى، نه حیثیت انتزاعى چون اگر حیثیت انتزاعى باشد تسلسل لازم مى‌آید. ولى این حیثیت فعلیه که مثل حیثیت ربطیۀ انسان با مبدأ اعلیٰ است و از او به فقر ماهوى تعبیر مى‌شود هم همین‌طور است؛ یعنى اگر شما در ذات خلائق نگاه کنید، تمام این وجودات خلائق را ربطى مى‌دانید که این وجودات ربطى فاقد حیثیت استقلالیه هستند و همان حیثیت ربطیۀ آنها عبارةٌ اخراىٰ فقر آنها است؛ یعنى فقر ذاتى به آن مبدأ اعلیٰ که آن فقر ذاتی براى آنها فعلیت دارد.

    1. . الآن داشتم به ایشان مى‌گفتم که منصور دوانیقى با سفاح و ابومسلم و امثال‌ذلک به‌عنوان خون‌خواهی از آل أبى طالب قیام کردند و امام صادق علیه‌السّلام هم در آن ملاقاتى که با فرزندان عبدالله محض؛ عبدالله و محمد و ابراهیم داشتند اشاره کرده بودند که خلافت به آن کسى که رداء زرد دارد می‌رسد.* بعداً وقتى که به خلافت می‌رسد کار به جایى مى‌رسد که امام صادق در آن روز عید که اعلام عید کرده بود، حضرت مى‌روند و روز سى‌ام را افطار مى‌کنند! یعنى امام صادق باید روزه‌اش را بخورد؛ روزه‌اى که واجب است! مى‌فرمایند: «لأن أفطِرَ یوماً و أصومَ یوماً خیرٌ مِن أن یُضربَ عُنقى»** یعنى [ابوعباس سفاح گفته است که] اگر نیایی گردنت را مى‌زنم! یعنى قضیه به اینجا می‌رسد و این‌طورى است و کار به کجا مى‌رسد که اگر امام بیاید در مقابل خلیفه بگوید که می‌خواهم به حکم شرعى عمل کنم، [گردنش را بزنند]! حالا براى تو [عید] ثابت شده یا نشده است کارى ندارم، حکم شرعی من چیست؟! حکم شرعی من این است که امروز آخر ماه است و باید روزه بگیرم. حضرت مى‌فرماید: «یُضربَ عُنقى»! پناه برخدا آدم به کجا می‌رسد؟!
      *. مقاتل الطّالبیین، ص 185.
      **. الکافی، ج 4، ص ۸۳.