اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

تفاوت ادراک مفهومی و شهود قلبی در شناخت هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

14
  • تلمیذ: اذکار ده‌گانۀ دهۀ [ذی‌الحجه از ائمه] است؟!

  • استاد: بله بله، اذکار توحیدیۀ این ایام ...، اینها خیال مى‌کنند اینها از ائمه نیست خب بندۀ خدا ملاصدرا اگر نمى‌آمد و توسل نمى‌کرد که این حرف‌ها را نمى‌توانست بگوید! اینکه تمام وجود خودش را فانى در امام مى‌داند، اینکه مى‌گوید: من بارم را آوردم روى این عتبه انداختم خب اگر بارش را در این عتبه انداخته پس چرا اسفار را نوشت؟! ایشان مقدمه را در آخر اسفار نوشت یا اول آن؟! مى‌گویند: خود ملاصدرا آمد توبه کرد! بسیار خوب ولى وقتى توبه کرد چرا دیگر اسفار را نوشت؟! از چه چیزى توبه کرد؟! از فلسفه؟! پس این ده جلد اسفار را براى چه نوشت؟! تو که توبه کردى چرا آمدى اینها را نوشتى؟! بیکار بودى؟! مى‌رفتى روایات کافى را مى‌خواندى چرا این‌طور کردی؟! اگر مقدمه را اول نوشتى پس با آن توبه کردنت منافات دارد که آمدى اسفار را بعدش نوشتى و اگر بعد از اینکه اسفار را نوشتى توبه کردى خب حالا که فهمیدى چرا ازبین نبردى؟! بردار ازبین ببر! اینها همه کفر است؛ کفر و کشک و ضلالت است چرا اینها را ازبین نمى‌بری؟! اینها خودشان مى‌فهمند چه دارند مى‌گویند؟!1

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد

    1. . تلمیذ: کسى که شغل او سفر است مثل راننده، اگر یک وقت زیارت برود براى غیر کار و از محدوده خارج شود باید نمازش را شکسته بخواند؟
      استاد: بله.‌
      تلمیذ: طلبه‌اى که در قم هست و چندین سال مانده است ولى مى‌گوید: هنوز اینجا را وطنم قرار ندادم آیا نمازش شکسته است؟
      استاد: نه، اینجا وطنش شده است و بخواهد نخواهد مى‌شود. این ذووطنین است دیگر.
      تلمیذ: دانشجوها هم که سه چهار سال هستند این‌طورند؟
      استاد: بله.