اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

تفاوت ادراک مفهومی و شهود قلبی در شناخت هستی

14٬196
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

11
  • علامه طباطبائی از مصادیق عالم اهل عمل

  • آن‌وقت ببینید علامه طباطبائی اینها را خوانده و به‌کار بسته است آن‌وقت مى‌آید جلوى شاگردش مى‌گوید: حمد خدا را که شما را وسیله براى هدایت ما قرار داد! چه کسى یک هم‌چنین حرفى را در این دنیا مى‌زند؟! چه کسى یک هم‌چنین حرفى را در این دنیا مى‌زد؟! اینها را ما باید از این بزرگان یاد بگیریم! اینها را باید یاد بگیریم! از سرکار نباید یاد گرفت! آن کسى که بى‌تربیت است از او نباید یاد گرفت! آن کسى که به بزرگان بى‌احترامى مى‌کند و بى‌ادب است و با الفاظ رکیک و وقیحى که لات‌ها یک هم‌چنین الفاظى را به‌کار مى‌برند، نسبت به عرفا و فلاسفه به‌کار می‌برد آنها نمى‌توانند براى انسان اسوه باشند گرچه عمامۀ ایشان به‌اندازۀ یک طبق بشود.

  • قابلیت یادگیری انسان از همۀ چیزها

  • آن کسی مى‌تواند براى انسان اسوه باشد که مثل علامه طباطبائی است. ده سال به یک شاگردش درس مى‌دهد؛ منظومه، عرفان نظری، تمام اسفار، تفسیر روزى دو ساعت هم تنها وقتش را براى او مى‌گذارد بعد وقتى که در این مسئله قضیه به اینجا برمى‌گردد، مى‌گوید: ـ شاهد مى‌گیرم که والله قسم این را بنده شنیدم ـ الحمدلله که خداوند شما را وسیلۀ هدایت ما قرار داد. این کلام، کلامى است که باید انسان این را بنویسد و هر روز به او نگاه کند و بفهمد که این بزرگان بى‌خود بزرگ نشدند، این بزرگان بى‌خود به اینجا نرسیدند، این بزرگان این حقایق را در وجود خودشان ثبت کردند تا به اینجا رسیدند، در وجود خودشان این مطالب را هضم کردند و به او عمل کردند تااینکه در سن هشتادسالگی مى‌آید و به این قضیه اعتراف مى‌کند! اگر اینها فقط مى‌خواندند اعتراف نمى‌کردند، تا آخر هم مى‌ایستادند که آبرویمان نرود، حالا این کسی که ده سال درسش دادم و تمام حوزه‌هاى علمیه هم شاگرد من هستند حالا بلند شوم این حرف را بزنم تا این فردا بردارد در کتابش بنویسد؟! مرحوم آقا که نمى‌نویسند، من مى‌نویسم ایشان که نمى‌آید بنویسد. آن‌وقت مرحوم آقا [درمقابل کلام ایشان] چه مى‌گویند؟ مى‌گویند: آقا ما داریم درسمان را پس مى‌دهیم! ما هرچه داریم از شما داریم! این چه حرفى است شما مى‌زنید، ما داریم درس را پس می‌دهیم. آن استاد چه می‌گوید و این شاگرد چه جواب مى‌دهد؟ نمى‌دانم من این حرف را اگر در آنجا نگفتم حالا الآن اضافه خواهم کرد. اشتباه کردم ولى در اینجا دارم مى‌گویم، حالا شاید در آنجا یادم نبود یعنى متوجه نبودم. می‌گوید: آقا ما هرچه داریم [از شما داریم] و داریم درسمان را پس مى‌دهیم، با چه تواضع و حقیقتى که در وجودش نشسته [می‌گفت]، نه‌اینکه تواضع به‌عنوان صفت و حال قرار گرفته است بلکه ملکه شده و ملکۀ او این‌طور دارد تمجید مى‌کند. آن [استاد] چطور مى‌گوید و این [شاگرد] چطور مى‌گوید! هردوى اینها این را از حق مى‌دانند و هردوى اینها مطلب را از آنجا مى‌دانند منتها گاهى اوقات بدون واسطه اشراق مى‌شود گاهى اوقات با واسطه اشراق مى‌شود و یک شاگردى مى‌آید [و به انسان می‌رساند] حتى یک بچه و حتی انسان از یک حیوان هم مى‌تواند درس بگیرد! از یک حیوان مى‌تواند مطلب یاد بگیرد! بخواهد گوش شنوا و فهم و بصیرت باشد فى کلِّ شی‌ءٍ له آیةٌ تَدُلُّ علیٰ أنَّه واحدٌ از همه چیز انسان مى‌تواند درس پیدا بکند.

/