اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

تفاوت ادراک مفهومی و شهود قلبی در شناخت هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ادراک عقلی و شهودی در شناخت حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با بررسی مسئله جنس و فصل در فلسفه مشاء و چگونگی انتزاع مفاهیم از واقعیت‌های خارجی آغاز می‌شود. استاد با نقد محدودیت‌های ذهن در احاطه به کُنه هستی، توضیح می‌دهند که ذهن انسان همواره با مفاهیم و ماهیات سر و کار دارد و از درک حقیقتِ بساطتِ وجود عاجز است. در ادامه، با اشاره به لزوم انکشاف و شهود برای شناخت امر سیال و حقیقتِ هستی، به ضرورتِ تواضع علمی و سیره بزرگان در اعتراف به مراتبِ معرفتی اشاره شده است. این جلسه در نهایت بر این نکته تأکید دارد که فلسفه و حکمت، ابزاری برای فهمِ عمیق‌ترِ کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام است و شناخت حقیقی، جز با اتصال به منبع وحی و عبور از مرزهای ذهنی و انانیت حاصل نمی‌شود.

حقیقت وجود و مراتب ادراک آن

1
  • درس ششصد و هشتاد و چهارم

  • کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت بنابر حکمت مشاء (4)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • در کلام مرحوم آخوند این مسئله به چشم مى‌خورد که بنابر فلسفۀ مشاء علت انتزاع جنس از ماده به‌خاطر فعلیت در ابهام است و این یک امر متحقق خارجى است منتها جنبۀ ابهام دارد و اشکال ندارد که یک شیئی فعلیت داشته باشد و فعلیتش هم فعلیت در ابهام باشد ولى علىٰ‌کلّ‌حال امر انتزاعى نباشد و آن فعلیت در ابهام او را محو و فانى در فعلیت صورت مى‌کند یعنى دو فعلیت در آنجا وجود دارد نه‌اینکه یکى اعتبارى و یکى حقیقى است و اگر اعتبارى باشد دیگر محو و فانى بودن همه توهمى و تخیلى مى‌شود. واقعیت خارجى عبارت از جنبۀ ابهامى است که آن شی‌ء واجد است و همان جهت ابهام اگر بخواهد در خارج مشارٌ إلیه و ملموس باشد طبعاً باید فانى در یک صورت فعلیه باشد چون اگر هردوى اینها متعین و متشخّص باشند و بالفعل وجود و ظهور آنها ملموس باشد دراین‌صورت ترکیب لازم مى‌آید و دیگر جنس و فصل معنا ندارد. دو شی‌ء بالفعل هستند مثل آب و شکر که باهم مخلوط مى‌شوند شربت مى‌شوند، نه آب شکر است و نه شکر آب است منتها هردو جنبۀ فعلى دارند و بعد وقتى که‌ ترکیب مى‌شوند شما یک چیز مى‌بینید، اگر اینها را از همدیگر جایى جدا بکنید دوباره آب کنار مى‌رود و شکر هم در کنارى قرار مى‌گیرد، هر دوى اینها جنبۀ فعلى و شخصى دارند.

  • مشاهدۀ یک امر واحد در مسئلۀ جنس و فصل

  • ولى در مسئلۀ جنس و فصل ما یک امر واحد بیشتر مشاهده نمى‌کنیم و این عبارت از همان ظهور فعلى آن امر خارجی است که در عین اینکه دو چیز هستند ولى یکى از اینها جنبه‌اش باید جنبۀ ابهام باشد. با اینکه فعلى است ولى خصوصیت ابهامیۀ او، او را فانى در صورت مى‌کند در واقع یک چیز در خارج بیشتر نخواهد بود.