اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء

تحلیل جایگاه ماده و صورت در تحقق حقایق اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با تبیین مسلک مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام، منشأ انتزاع جنس و صورت را به دلیل تعیّن و تشخّص، منشأ انتزاع فصل می‌داند. در ادامه، با نقد این نگاه ساده‌انگارانه، بر این نکته تأکید می‌شود که حقیقت اشیاء فراتر از اعراض ظاهری است و تنها با اتصال به عالم ملکوت و حقیقت صوریه، امکان ادراک کنه ذات اشیاء فراهم می‌گردد. استاد با عبور از مباحث فلسفی، به تبیین قاعده علیت در حکمت اشراق می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه هر تعین خارجی، متصل به مبدأ و علتی است که لحظه‌به‌لحظه آن را ایجاد می‌کند. در نهایت، با نقدی بر نگاه‌های اعتباری و خیالی به دنیا و سلطنت، بر ضرورت توجه به حقیقت وجودی و غفلت‌زدایی از امور اعتباری تأکید می‌شود.

کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء

11
  • و هكذا الحكمُ فی نظائِرِه مِن الحقائقِ التركیبیةِ بإجراء ما ذكرناهُ فیه و لنا فی هذا المقامِ زیادةُ تحقیقٍ و توضیحٍ للكلام فاستمِع لِما یُتلى علیك مِنَ الأسرار ملتزماً صونَه عَن الأغیارِ الأشرار.1

  • «در اینجا مسئله‌ای را از مطالب مخفیه برای شما مطرح مى‌کنیم ـ اینجا مثل اینکه فحش مى‌دهد که این اغیار، اشرار» هستند مثل اینکه هر چیزى را نمى‌شود گفت! واقعاً شما تصور کنید اگر بخواهی این مطالب را به افراد دیگر بگویی اصلاً مسخره مى‌کنند! اصلاً مسخره، مسخره مى‌کنند [می‌گویند:] این حرف‌ها چیست؟ اینها قائل به وحدت وجود شده‌اند! یک وجود اصل در اینجا نزول پیدا کرده است یعنى خدا بلند شده پایین آمده؟! از آن مقامش پایین آمده! فقط مسخره کردن و شِر و وِر گفتن و چرت‌وپرت گفتن و اصلاً بدون اینکه فهم داشته باشند تفکر کنند یا مجال تفکر را حداقل به دیگران بدهند [حرف می‌زنند]. خودتان که نمى‌توانید فکر کنید! از وقت فکر کردنتان گذشته است! آن موقع که باید فکر کنید نکردید حالا که دیگر پیر شدید و موقع رفتن است شروع مى‌کنید نِق زدن و غُر زدن و فلاسفه و حکما چه مى‌گویند! آنها نجس هستند و اینها کافر هستند! خدا خیرت بدهد به این کارها کار نداشته باش!

  • و هو أنّ الحُكماءَ قد أطبَقوا على أنّ الجنسَ بِالقیاسِ إلى فصلِه عرضٌ لازمٌ كَما أنّ الفصلَ بِالقیاسِ إلیه خاصةٌ.

  • «حکماء مى‌فرمایند که جنس به قیاس به فصلش، مثل عرض لازم است» یعنى عرضى است که فصل باید آن عرض را داشته باشد [و اگر] نداشته باشد نمى‌تواند و فصلِ بدون عرض مى‌شود، فصلِ بدون عرض هم که انسان ندارد یعنى جنس ذاتى فصل نیست بلکه عارض بر فصل مى‌شود. «كَما أنّ الفصلَ بِالقیاسِ ... فصل به قیاس به او خاصه مى‌شود»، جنس هم بدون فصل معنا ندارد. جنس براى خودش حکومت خودش را دارد و فصل هم براى خودش حکومت خودش را دارد. فقط نسبتى که بین این دو هست این به نسبت به آن عرض لازم مى‌شود. این عرض به نسبت به فصل، عرض عام است چون مبهم است، بین همه مشترک است. فصل به نسبت به این، عرض خاص مى‌شود. ماده است و وقتى ماده مشترک باشد چه چیزى آن را مشخص مى‌کند؟ فصل! پس اینها دو حقیقتى جدا هستند که نه این از آن خبر دارد و نه آن از این خبر دارد منتها هردو ذاتى براى نوع هستند؛ نوع، هم ماده مى‌خواهد ـ هم نر!! ـ هم فصل مى‌خواهد هم صورت مى‌خواهد. هردو را مى‌خواهد بدون این‌دوتا این آقا کوچولو، کاکُل زَرى به‌دنیا نمى‌آید!!

    1. همان، ص 39.