اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء

تحلیل جایگاه ماده و صورت در تحقق حقایق اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با تبیین مسلک مشهور در فلسفه آغاز می‌شود که ماده را به دلیل ابهام، منشأ انتزاع جنس و صورت را به دلیل تعیّن و تشخّص، منشأ انتزاع فصل می‌داند. در ادامه، با نقد این نگاه ساده‌انگارانه، بر این نکته تأکید می‌شود که حقیقت اشیاء فراتر از اعراض ظاهری است و تنها با اتصال به عالم ملکوت و حقیقت صوریه، امکان ادراک کنه ذات اشیاء فراهم می‌گردد. استاد با عبور از مباحث فلسفی، به تبیین قاعده علیت در حکمت اشراق می‌پردازند و نشان می‌دهند که چگونه هر تعین خارجی، متصل به مبدأ و علتی است که لحظه‌به‌لحظه آن را ایجاد می‌کند. در نهایت، با نقدی بر نگاه‌های اعتباری و خیالی به دنیا و سلطنت، بر ضرورت توجه به حقیقت وجودی و غفلت‌زدایی از امور اعتباری تأکید می‌شود.

کیفیت اخذ جنس و فصل در فلسفه مشاء

2
  • مثال برای تشخیص صورت از ماده

  • دلیلش این است من‌باب‌مثال شما یک مجمسه‌اى بسازید که این مجسمه عین غنم باشد. آیا قبل از اینکه به او دست بزنید شما تشخیص مى‌دهید این غنم هست یا نه؟ چشم شما همان عرضى را مى‌بیند که در غنم واقعى مى‌بیند و سر سوزنى تفاوت نمى‌کند و در وهلۀ اول مى‌گویید: هذا غنمٌ، یک مقداری جلوتر مى‌روید مى‌بینید ایستاده و تکان نمى‌خورد [با خود می‌گویید:] این غنم چرا خوابش برده است؟! قضیه چیست که این به این کیفیت هست؟! بعد مى‌روید دست مى‌زنید، حتى اگر حرکت هم بکند مثل آن قضیۀ سامری ﴿عِجۡلٗا جَسَدٗا لَّهُۥ خُوَار﴾،1 ﴿فَقَبَضۡتُ قَبۡضَةٗ مِّنۡ أَثَرِ ٱلرَّسُول﴾2 در آن جریان، این یک گوساله‌اى است به این کیفیت، این گوساله گرچه وجود خارجى ندارد ولى بالأخره صورت و خصوصیات را دارد و حتى اگر دست به او بزنید و در تمام اینها جلوتر بروید حالا شما در آن [غنم]، خصوصیات اجزاى مادیۀ غنمیت خارجى را درست کنید ـ بالأخره الآن تکنولوژى آمده و مى‌توانید چنین کارى انجام بدهید ـ و هرچه بکنید بالأخره ترکیب و مَچ و مونتاژ کردید، این مواد و اجزاء را باهم مخلوط کردید. صورت شی‌ء را درست نکردید بلکه اجزاء را با همدیگر جمع کردید و آن تبدیل به غنم شد و یک پوست هم روى آن انداختید و پشم و فلان و این حرف‌ها، مى‌گویید: هذا غنمٌ و کسی هم نمى‌فهمد! تکان مى‌خورد و اگر لحمش را بردارید مزۀ لحم مى‌دهد. آن واقعیة ‌الشیء‌ای که آمده این را از بقیه جدا کرده است یک چیزى ته دلتان مى‌ماند که این بالأخره آن نیست. اینکه این، آن نیست پس چه چیزى است که در نهایت مسئله مى‌گوییم: این نمى‌تواند او باشد؟ این را ما درست کردیم و این را ما سرهم کردیم و این را ما ترکیب و مونتاژ کردیم تا به این وضع و به این کیفیت درآمده است. آن عبارت از صورت آن چیزى است که ذهن شما به‌نحو ابهام به‌سمت او کشیده مى‌شود ولى نمى‌تواند به آن دسترسى پیدا کند و امکان هم ندارد.

    1. . سوره طه (20) آیه 88. امام شناسى، ج ‌10، ص 389:
      «[بنابراین براى ایشان] گوساله‌اى كه جز هیكل و جَسَدى بیش نبود (و روح نداشت) و صداى گوساله مى‌داد بیرون آورد.»
    2. . سوره طه (20) آیه 96. امام شناسى، ج ‌10، ص 392:
      «مقدارى از این زینت آلاتى كه در تحت ید رسول است و متعلّق به اوست برگیرم.»‌