اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورت‌های گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جن‌گیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید می‌کنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فی‌نفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورت‌های گوناگون تجلی می‌یابد.

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

14
  • وجود اسماء به صورت جزئی در همۀ افراد بشر

  • تلمیذ: مطلبی که می‌فرمایید: علم امام 72 برابرِ بقیه هست به علت اینکه 72 اسم در نزد امام موجود هست، با انضمام اسماء به یکدیگر، آیا تأثیرات و اسامی جدیدی به‌وجود می‌آید؟

  • استاد: نه، جدید نیست اینها همه در خودش هست.

  • تلمیذ: تأثیرات متمایز از آن اسماء به‌تنهائى و منحصر...

  • استاد: نه، ببینید هر اسمى ... حالا شما این را فعلاً چیز نکنید! این یک حقیقتى است در اینجا بحثى است که در کیفیت تَدَخُّل مجردات در یکدیگر است که چگونه یک صورت مى‌تواند خودش، صورت دیگرى بشود و در عین انحیاز این صورت از صورت دیگر، هردو را هم داشته باشد. این یک بحثى است که در مجردات هست و خیال مى‌کنم این صحبت شما هم به آن قضیه و به آن نکته برمى‌گردد. ولى این مسئله هست که این اسامى هرکدام داراى یک حقیقت ایجادیه هستند و آن حقیقت ایجادیه تفاوت دارد. حقیقت ایجادیه در صورت و حقیقت ایجادیه در معنا یا در آن وضعیت سِعی خودش، یعنى یک اثرى را ایجاد مى‌کند و هر شخصى به میزان آن تجردى که دارد از آن اسماء واجد است. افرادى که داراى تجرد نیستند ندارند.

  • حتى خود ما هم که الآن در اینجا نشسته‌ایم به‌طورکلی تصرفاتى داریم مثلاً یکى از آن تصرفات دیدن است و این مربوط به اسم بصیر مى‌شود یکى از آنها شنیدن است و به سمیع برمى‌گردد یکى از آنها شعور و ادراک است و به مدرِک برمى‌گردد و به علیم برمى‌گردد و همین‌طور در سایر آن تصرفاتى که در اعضاء و جوارح هست، هرکدام از اینها به یک اسم از اسماء خاص برمى‌گردد خود ما هم در اینجا واجد آن اسم هستیم.

  • به‌طورکلی در تمام عالم وجود، از آن اسماء کلیه به‌نحو جزئیه‌اش در همۀ ما هست؛ در شمر و یزید هم هست و در عمر و ابوبکر هم هست. اگر نباشد نمى‌توانند حرف بزنند! اینکه الآن شخص دارد حرف مى‌زند و فرض کنید کفر هم مى‌گوید، خود همین به اسم ناطق برمى‌گردد. ﴿وَ أَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ * وَ أَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا * وَ أَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾.1 این هوَ ٱلَّذی هوَ ٱلَّذی در همه‌جا هوَ ٱلَّذی است. در ما هوَ ٱلَّذی است. در آصف بن برخیا هم هوَ ٱلَّذی است. در امام صادق علیه‌السّلام هم هوَ ٱلَّذی است. یک هوَ ٱلَّذی بیشتر نیست. آن هوَ ٱلَّذی در ما که ما را به نطق برمى‌دارد همان هوَ ٱلَّذی است که در امام صادق هست و آن مطالب را از امام صادق به ظهور مى‌رساند نه‌اینکه امام صادق است، امام صادقى در کار نیست! همه‌اش هوَ ٱلَّذی است. آن هوَ ٱلَّذی که أضحک است و یک فرد مشرک و کافر را به ضِحک وامی‌دارد همان هوَ ٱلَّذی است که ﴿فَتَبَسَّمَ ضَاحِكٗا مِّن قَوۡلِهَا﴾2 و حضرت سلیمان را به ضِحک مى‌اندازد. آن أبکایى که براى یک فرد اثرش که بُکاء است حاصل مى‌شود همان أبکىٰ مى‌آید و در یعقوب آن بُکاء و حُزن طویل را ایجاد مى‌کند.

    1. . سوره نجم (53) آیات 43 ـ 45. افق وحى، ص 69:
      «و به‌درستى كه خداست كه مى‌خنداند و مى‌گریاند * و به‌درستى كه خداست كه مى‌میراند و زنده مى‌گرداند * و به‌درستى كه خداست كه دو موجود مذكّر و مونّث را خلق مى‌نماید.»
    2. . سوره نمل (27) آیه 19.
      «سلیمان لبخندى زد و از گفتار او [مورچه] خندید.» (محقق)