اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورت‌های گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جن‌گیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید می‌کنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فی‌نفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورت‌های گوناگون تجلی می‌یابد.

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

16
  • این چیزى است که ما الآن مى‌توانیم این را در خودمان تجربه کنیم. عصب را از این بالای دست کِرِخش مى‌کنیم و از این بالا کِرِخ ‌می‌شود و همۀ انگشتان از کار مى‌افتد و عصبش از کار مى‌افتد. همین جهت در آن‌وقت بود ولکن وقتى که امام به امامت مى‌رسد و به ولایت مى‌رسد آن نفس او داراى یک ظرفیت وجودى مى‌شود که با حال قبل از امامت تفاوت مى‌کند و آن حال بالاتر است! مردم خیال مى‌کنند اوّلى بالاتر است چون مثلاً چیزى نمی‌فهمد و... درحالی‌که این برای حالات پایین است و این مسائل را بزرگان و اولیاء و عُرفاء هم داشتند که در آن زمانى که در حال سیر بودند حالاتى داشتند و بعد که جنبۀ بقاء و ظرفیت پیدا کردند دیگر آن را نداشتند. او این‌طوری بالاتر رفته است که این وضعیت براى او الآن به این کیفیت درآمده است. این مسئله به آن قابلیت برمى‌گردد.

  • براى حضرت آصف بن برخیا آن مقدار از قابلیت بود یعنى اگر قرار بود بیشتر به او داده بشود ﴿وَ خَرَّ مُوسَىٰ صَعِقٗا﴾ بود. «مَن دَکَّت الجبال دکّاً دکّاً». براى امام صادق علیه‌السّلام آن قابلیت بود آن قابلیتى که 72 برابرش هم اگر از این قدرت داده شود باز امام صادق تحمل آن مسئله را دارد. گرچه همه به این یکى برمى‌گردد. هوَ ٱلَّذی هوَ ٱلَّذی یادتان نرود! به آن مسئله برمى‌گردد و تمام این حرکت و سیروسلوک و اینها براى همین قابلیت است؛ همه‌اش به‌خاطر قابلیت است والاّ اصل یکى است و یک جاست. خیال نکنید که حالا هر کسی یک جنبۀ فی‌نفسه لنفسه بنفسه، استقلال و این چیزها پیدا مى‌کند. از این خبرها نیست! «لیس فى الدّار غیره دیّارٌ!» همه‌مان مرخصیم!

  • تلمیذ: فرمایشى که سابقاً مى‌فرمودید.

  • استاد: عرض مى‌کردم.

  • تلمیذ: وقتى که همه چیز براى شما على‌السویه باشد تازه بعد از آن سلوک شروع مى‌شود.

  • استاد: بله!‌

  • تلمیذ: فرمایش شما اینکه بعد از اینکه قابلیت پیدا شود تازه سلوک شروع مى‌شود یعنى تجلیات الهیه ...