
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه مییابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورتهای گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جنگیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهلبیت علیهمالسلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید میکنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فینفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل میشود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورتهای گوناگون تجلی مییابد.
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
18بیان علت غش کردن امیرالمؤمنین
تلمیذ: اینکه فرمودید: امیرالمؤمنین حالت غش کردن داشتند دلالت بر نقص مىکند یعنی در آن موقع فناء هم نبوده است؟
استاد: نه، این مسئلۀ فنا فناى بهعنوان حال است و ملکه نیست. فنا، فناى حال بوده و این هست، دلالت بر نقص مىکند نهاینکه ناقص هستند. [ناقص] نسبت به مقام خودشان هستند والاّ سر سوزن از آن نقص را هم به ما بدهند از جبرئیل هم بالاتر مىزنیم! بالنسبه به آن سعۀ ولایى امامت بله، دچار مرحلۀ نقص است! بله، آن جنبۀ فنا بوده است و در غیر فنا که این حالت پیدا نمىشود منتها فنا، فناى حالّ است بعد این فنا، فناى مستقرّ مىشود و وقتى که مستقر شد به او مَلَکه مىگویند و وقتى که مَلَکه شد در آنجا باز در مرتبۀ بعد بقاء پیدا مىشود که در مرتبۀ بقاء، دوباره مسائل تعلّق و این مسائل حاصل مىشود بهاضافۀ حیازت مراتب قبل.
تلمیذ: این در مرتبه مثال، خصوصیت امام، ظهورش در این عالم دنیا و این عالم ماده به چه نحوى است خوب حیثیت جنسى اینها هست از آثار اوست در آنجا به چه نحو هست؟ در صورت مثال و مادۀ مثالیه.
استاد: ببینید در عالم مثال، فقط همان جهت انفعالى و جنبۀ فاعلی وجود دارد.
تلمیذ: این جنبۀ انفعالی را توضیح بفرمایید!
استاد: جنبۀ انفعالى البته این مربوط به مثال است ولى در روز قیامت این حیثیت هم باز برداشته مىشود یعنى با خصوصیاتى که در روز قیامت هست این مسئله برداشته مىشود. مىخواهید برای جلسۀ دیگر بگذارید چون یک مقدارى صحبت دارد و حالم [مساعد] نیست.
توضیح در مورد حادثۀ غدیرخم
تلمیذ: یکى از افراد اهلتسنن سؤالی کرده بود گفته بود که پیامبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم چرا در غدیر آمد مردم را جمع کرد و على را به ولایت منصوب کرد درحالیکه در مکه جمعیت بیشترى بود و راحتتر مىتوانستند صحبت کنند چرا در مکه این کار را نکرد؟ گویا دارد که پیامبر هم خواستند چند بار صحبت بکند که جلسه را بههم زدند. خداوند هم در قرآن مىفرماید: ﴿وَ ٱللَهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِ﴾.1
- . سوره مائده (5) آیه 67. امام شناسى، ج 5، ص 117:
«و خداوند تو را از مردم حفظ مىكند.»
- . سوره مائده (5) آیه 67. امام شناسى، ج 5، ص 117:
