
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه مییابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورتهای گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جنگیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهلبیت علیهمالسلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید میکنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فینفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل میشود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورتهای گوناگون تجلی مییابد.
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
19استاد: البته پیغمبر در خیلى از موارد این کار را کرد. اولاً در مکه این کار را نکرد... آن کسى که باید انکار بکند انکارش را مىکند و چه این [ابلاغ] را پیغمبر در مکه انجام بدهد و یااینکه در غیر از آنجا انجام بدهد آن کسى که باید انکار انجام بدهد [انجام میدهد]. باید به آن آقا گفت که شما نیاز نیست به کتب شیعه مراجعه کنید و ببینید این واقعۀ تاریخى انجام شده یا نشده است، شما به کتب خودتان مراجعه کنید! قضیۀ تاریخى که واقع مىشود دیگر نمیشود آن را کتمان کرد. حالا چرا آن قضیۀ تاریخى در آن بُرهه انجام شده یا نشده آن دیگر ارتباطى به من و شما ندارد. صحبت در این است که آیا این قضیه تاریخى شد یا نشد؟ تمام شد! ما صحبت در این مىکنیم. این مسئله است! اگر مىگویید: نشد، شما دارید کذب مىگویید و بر تمام کتب خودتان که دارید مىگویید همه مُهر بطلان بزنید پس همه کُتُبتان را باید جمع کنید چون همه دروغ گفتهاند! [اگر غدیر دروغ است] پس ابوبکرش هم دروغ است چون او هم [در] ثقیفه [بود]. همین کتب شما نوشتهاند! فقط قضیۀ غدیر که نیست قضیۀ ابوبکر هست قضیۀ نصب خلافت عمر هست اینها پس همه دروغ است؟! اگر قرار باشد قضیه با سى هزار نفر جمعیت در خم دروغ باشد آنوقت هزار نفر ثقیفه، راست خواهد بود؟! این کارى که شما دارید مىکنید و مکتبى که دارید راست خواهد بود؟! طبعاً آن را باید کنار بگذارید! پس صحبت ما این است که آیا این قضیۀ تاریخى انجام شده یا نشده است؟! تمام شد و رفت این یک مسئله.
مسئلۀ دوم اینکه پیغمبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم در دست خودش نبود که بیاید در مکه انجام بدهد یا در غدیر خم یا در مدینه یا خیبر، بلکه پیغمبر مأمور خدا بود و هرجا جبرائیل بیاید همانجا باید انجام بدهد. اگر شما ایراد دارید به خدا ایراد بگیرید که چرا این قضیه را در غدیر آورده است و در مکه نیاورده است! ایراد به پیغمبر وارد نیست.
