
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه مییابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورتهای گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جنگیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهلبیت علیهمالسلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید میکنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فینفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل میشود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورتهای گوناگون تجلی مییابد.
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
20ثالثاً اینکه پیغمبر در موارد عدیدهاى نصّ بر خلافت امیرالمؤمنین کرد شما نمىپذیرید در قضیۀ ﴿وَ أَنذِرۡ عَشِيرَتَكَ ٱلۡأَقۡرَبِين﴾،1 «یا على أنتَ خلیفتى مِن بعدى و وصیى و وزیرى» و محمدحسین هیکل هم آورده است.2 یا در قضیۀ خیبر یا در قضیۀ خندق یا در سایر قضایایى که پیغمبر به عمر و ابوبکر گفت که شما با او مخالفت خواهید کرد. یا در همۀ مسائلى که واقعاً اینهمه داریم؛ «علىٌ وصیی»، «علىٌ بابُ العلم».3 این مسائلى که بوده است.
از این گذشته کارى که در روز واقعۀ غدیر پیغمبر کرد آیا این قضیه مهمتر است یااینکه پیغمبر در مکه بیاید در مسجدالحرام این قضیه را اعلام کند؟! یعنى پیغمبر از مکه خارج شود و در آن گرماى عجیب دو روز مردم را نگه دارد. واقعیتش این است... اگر در مسجدالحرام انجام بدهد خب همه دارند مىگردند طواف میکنند [پیغمبر بگوید:] آهاى مردم بایستید مىخواهم یک چیزى به شما بگویم. کدامیک از این دو قضیه بیننا و بین الله مهمتر است؟! چقدر آدم باید معاند باشد! شما که مىخواهید یک مسئله را بگویید مثلاً همین دولت وقتی میخواهد یک قضیهاى را اعلان بکند یک قضیۀ خیلى مهمى را اعلان کند، همان لحظه که نمىآید بگوید! از قبل به مردم مىگوید: ای مردم! یک قضیهاى قرار است تصویب شود و حالا خبرش را بعد خواهیم رساند. مدام زمینه را آماده کند تا یک هفتۀ بعد یکدفعه همۀ مردم آماده مىشوند که چه مىخواهد بشود آنوقت اعلام مىکند که فلان مسئلۀ مهمى مىخواهد انجام شود. نهاینکه همان موقع سر ساعت هشت در اخبار بگوید: یک همچنین قضیهاى اتفاق افتاد. این آنقدر اهمیت خودش را طبعاً نمىرساند.
پیغمبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم از مکه بیرون بیاید دو روز نگه دارد با این وضع! یک وقتى ما مىگوییم: نه، قضیهای اتفاق نیفتاده است و انکار مىکنیم این اصلاً بحث علمى ندارد و جایگاه علمى ندارد، این مثل همۀ انکارهاست! یک وقتى نه، با این کیفیت که مىآید دو روز مردم را نگه مىدارد و میگوید که آنهایى که رفتند برگردند خیمه مىزند همۀ مردم را نگه دارد این مىشود یک واقعۀ تک! یک قضیهاى که پیغمبر با مردم این کار را کرده است براى اینکه مردم على را دوست داشته باشید! اگر پیغمبر این کار را کرده باشد من به این پیغمبر مىگویم: دیوانه! اگر پیغمبر آمده این عمل را انجام داده است دو روز مردم را در آن گرما نگه داشته است! رفتهها برگردند نیامدهها برسند بعد بگوید که اى مردم على را دوست داشته باشید! این خُل است! یک همچنین آدمى مشاعرش کار نمىکند! یعنى آن کسى که مىآید این قضایا را انکار مىکند، قطعاً این آدم، آدم معاندى خواهد بود. یعنى انکار واقعۀ غدیر مساوقٌ لإنکار رسالة رسول الله! بهخاطر اینکه رسول الله ...
- . سوره شعراء (26) آیه 214. امام شناسى، ج 1، ص 84:
«اى پیمبر! اقوام نزدیكتر خود را از عذاب خدا بترسان!» - . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 1، ص 94.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 11، ص 51.
- . سوره شعراء (26) آیه 214. امام شناسى، ج 1، ص 84:
