
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی میپردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه مییابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورتهای گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جنگیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهلبیت علیهمالسلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید میکنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فینفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل میشود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورتهای گوناگون تجلی مییابد.
حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه
22اخبار آخرالزمان هست! همین آخرالزمان است؛ «صدق جایش را عوض مىکند، نفاق مىآید، همۀ مردم تظاهر مىکنند، صفا رخت برمىبندد، همه براساس تعلّقها و اعتباراتِ دنیا مىشود»1 مگر بعد از این چیز دیگرى هم هست؟! خدایا دیگر هرچه بود دیدیم! دیگر تمام شد چیز دیگرى هم مانده است؟! شاید یک چیزهایى مانده که عقل ما به آن نرسیده است! بعد هم خدا، اسم خدا را صاف زیرش مىزنیم و امضاء مىکنیم و [میگوییم:] تمام اینها خدایى است و الهى است و مصلحت است و باید باشد و غیر از اینها همه ارتداد است و کفر است و مخالفت است و چه و چه ... دیگر حالا ...
پناه بر خدا باید ببریم یعنى واقعاً خدا براى آدم یک همچنین وضعیتى را نیاورد که انسان براى رسیدن به نفس و نفسانیاتش بخواهد از خدا مایه بگذارد! یعنى هیچ راهى وجود ندارد، فقط باید سراغ خدا برود و افسار گردن خدا بیندازد و طناب بیندازد و او را بکشد و هرجا مىخواهد بگوید: این خداست ببین! اگر بخواهید با من مخالفت کنید با این خدا مخالفت کردید و اگر بخواهى این حرف را بزنى با این خدا مخالفت کردی! هرچه هست آن افسار را مىکشد با خودش همهجا مىبرد و این افسار را در دستش مىگیرد و مىخواهد خدا را دنبال خودش بکشاند! نه آقاجان! این دو روز دنیا نمىارزد به اینکه انسان بیاید و خدا را بهدنبال خودش بکشد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
- . الکافی، ج ۸، ص ۳6. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به معاد شناسى، ج 4، ص 7.
