اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورت‌های گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جن‌گیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید می‌کنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فی‌نفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورت‌های گوناگون تجلی می‌یابد.

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

6
  • مذمت کمک خواستن از جن‌گیر

  • الآن همۀ مردم جنّی شده‌اند و رفته‌اند! به هر چیزى که [پیش می‌آید از] مشکلات و گرفتاری‌ها و فلان، سراغ اجنّه مى‌روند! سراغ جن براى چه مى‌روید؟! جن بدبخت خودش مثل تو بدبخت و بیچاره است! دیگر همه جن‌گیر شده‌اند و خیال مى‌کنند که این دنیا دست اجنّه است و اجنّه از قضایا خبر دارند که چه و چه مى‌شود! بیچارۀ بدبخت بلند شو برو به کارهاى دیگرت برس! جن گرفتن و غیر جن گرفتن و اینها [دردی] از تو دوا نمى‌کند! تو خیال مى‌کنى که با دنبال اینها رفتن، تقدیر و مشیت خدا عوض مى‌شود؟! خدا اراده‌اش را در دست دوتا جن قرار داده است که هرچه آنها تصمیم بگیرند او هم امضا کند؟! نه، آقاجان! اینها همه بیراهه رفتن است و در وادى ضلالت افتادن است! اگر قرار بود که ما به‌دنبال اجنّه و این مسائل برویم، بزرگواران و لواداران ما و ائمّه علیهم‌السّلام ما را به این سمت‌وسو مى‌کشاندند! ائمه ما را به کجا کشاندند و به چه وادى ما را حرکت دادند و در کجا آوردند؟! آیۀ قرآن مى‌گوید: تو نمى‌خواهد مثل اجنّه باشى، تو برو یک کارى کن مثل آصف باش! آصف که به اینجا رسید از راه جن و جن‌گیرى نرسید، آصف آمد اطاعت خدا را کرد، آصف آمد عبد مؤمنِ صالح شد خدا هم به او چیزى داد که به هزارتا جن، ذرّه‌ای از آن را هم نداده است. باز هم وقتى که انسان فکر مى‌کند مى‌گوید که امام صادق علیه‌السّلام مى‌فرماید: چرا مى‌خواهى [مثل] آصف بشوى، بیا مثل ما بشو! امام صادق علیه‌السّلام مى‌فرماید: بیا مثل ما بشو! «مؤمنٌ امتَحَنَ اللهُ قلبَه»1 بیا مثل ما بشو تااینکه بدانى آنچه را که آصف داشته است به‌واسطۀ حیازت و استعداد اسمى ‌از اسماء جمالیه و جلالیۀ پروردگار بوده است که به‌واسطۀ حیازت آن اسم ـ اسم یعنى قدرت؛ قدرتِ بر او ـ توانست نفس او به یک طرفةُ العین آن تخت بلقیس را حاضر کند و بالاتر از او کرۀ شمس را تصرف کند و او را در مدار خود متوقف کند و سایر کرات را هم به‌واسطۀ ایقاف کرةُ الشمس، در آنها هم تصرف کند.2 چون نمى‌تواند در یکى تصرف کند و در بقیه تصرف نکند! همه به همدیگر مى‌خورند. اگر یکی را همان‌جا نگه دارد و بقیه هم به سیرشان ادامه بدهند، همه به‌هم مى‌خورند. آن‌وقت اگر مى‌خواهد او را نگه بدارد باید بقیه را هم دست‌کارى کند! منتها حالا شما فقط شمس را مى‌بینید.

    1. الكافی، ج ‌1، ص 23.
    2. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 203. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به انوار الملكوت، ج ‌1، ص 122.