اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

تبیین جایگاه ماده و صورت در نظام هستی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماده و صورت در فلسفه اسلامی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه متکلمین درباره استمرار فیض آغاز شده و با بررسی رابطه ماده و صورت در تحلیل عقلی ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، نفی حیثیت انقطاعیه بین وجود مفاض و صورت‌های گوناگون است؛ بدین معنا که عالم هستی یک حقیقت واحد و متصل است که بقای آن به استمرار اراده الهی وابسته است. استاد با نقد رویکردهای انحرافی مانند جن‌گیری، بر لزوم تکیه بر ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام و درک صحیح از اسماء الهی تأکید می‌کنند. در نهایت، با تفکیک دو حیثیت وجودی نفس انسانی، یعنی وجود فی‌نفسه و وجود لغیره، این نتیجه حاصل می‌شود که تمام تغییرات و تحولات عالم، ظهوراتِ اراده واحده الهی است که در مراتب مختلف به صورت‌های گوناگون تجلی می‌یابد.

حقیقت وجودی ماده و صورت در فلسفه

1
  • درس ششصد و هشتاد و هفتم

  • عدم تقدم ذاتى ماده در تحت صورت و یا بالعکس

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • نظر متکلمین بر استمرار فیض و رد این نظریه

  • تلمیذ: ...

  • استاد: مسئله‌اى متکلمین راجع به قضیۀ حدوث و قِدَم عالم مطرح مى‌کنند در آنجا آنچه که هست استمرار فیض است و عدم انقطاع فیض و لازمۀ ذاتى حق را وجود مفیض مى‌دانند. من این را گفتم، اینها چیزهایى است که در کلام وارد شده است ما در روایات به‌عنوان اینکه این فیض حق ازلاً مستمر بوده نداریم چنین عبارتى نیست و این که لازمۀ وجود حق این است که همیشه مفیض باشد دلیل بر هم‌چنین چیزى نداریم.

  • ذاتی نبودن صفت افاضه برای حق

  • ذاتی بودن صفت اراده برای حق

  • افاضه از صفات ذاتى حق نیست آنچه که مربوط به ذات است اراده است. اراده است که صفت ذاتى است نه افاضه! البته مترتب بر اراده افاضه هم هست، حالا آن إفاضه فى برهةٍ فَلیس فى برهةٍ اُخرىٰ این را مى‌توانیم بگوییم. اما اینکه افاضه باید ذاتى حق باشد و استمرار هم داشته باشد، دلیل فلسفى بر این مسئله نداریم.

  • تلمیذ: وجودِ مظاهر که فرمودید ازلى هستند.

  • استاد: به‌خاطر اینکه متأثر از اراده است و اراده ازلى است و این به فیض کارى ندارد.

  • تلمیذ: پس اصطلاح فرق مى‌کند؟ مطلب یکى است.‌

  • استاد: نه، ببینید باید اصل مطلب را گفت، نه‌اینکه یک چیز دیگر را دلیل آورد! شما فرض کنید که همسایه‌تان یک آدم خوبى است و طبیبى است. شما نصف شب دل‌درد مى‌گیرید و این همسایه شما را ویزیت مى‌کند، شما مى‌گویید: چون ما همسایه‌اش بودیم آمد یا چون آدم خوبى بود آمد؟! اگر نه، همسایه نبود جاى دیگر هم بود مى‌رفت. دلیل از این‌طرف بیاورید.

  • اینکه افاضۀ حق باید دائم باشد ما یک هم‌چنین چیزی نداریم! ما کجا داریم؟! ما سندی، متنی، روایتی و چیزى که [دلالت کند] حتماً باید افاضه مستمر باشد نداریم. آنچه که هست این است که اراده از صفات ذاتى است و با ذات، استمرار ازلى دارد و چون مظاهر متأثر از اراده هستند پس آنها هم ازلى هستند، بله این طبیعى و بدیهى است. اینکه متکلمین مطرح مى‌کنند و مُتَفَلسفین هم البته این قضیه را پیگیرى کردند که قِدم زمانى ـ نه، قِدم ذاتى ـ را از استمرار فیض استدلال کردند، بنده گفتم: یک هم‌چنین چیزى نیست! این حرفم بود. البته در تجدید اینها بر این قضیه استدلال مرحوم خواجه [هست که] به نظر ما صحیح نمى‌آید.