اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

1
  • درس ششصد و هشتاد و هشت

  • عدم دخالت جوهریت ماده و جوهریت جنس در انتزاع جنس از ماده بنابر نظر مرحوم آخوند (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • إذا تُقُرِّرَ هذا فَنقولُ كونُ الشَّیء‌ِ واقعاً تحتَ مقولةٍ بِحسبِ اعتبارِ وجودهِ فی نفسِه لا یوجبُ كونَه واقعاً باعتبارِ آخَر تَحتَ تِلك المَقولةِ بَل و لا تحتَ مقولةٍ مِن المقولات فالنفسُ الإنسانیةُ و إن كانَت بِحسبِ ذاتِها جوهراً و بِحسبِ نَفسیتِها مضافاً ـ لكن بِحسبِ كونِها جزءاً لِلجسمِ بِاعتبارٍ و صورةٍ مُقوّمةٍ لِوجودِه بِاعتبارٍ آخرٍ لا یَجبُ أن یكونَ جوهراً كما فی سائرِ الصورِ المادیةِ على ما عَلمت.1

  • بنابر تقریر مرحوم آخوند در کیفیت قوام جنس به جسم و صورت به ماده اشکالى که مطرح بود این بود که چطور درحالى‌که خود جنس، جوهر است و منتزع از جسم است شما این جنسیت را از ماده انتزاع مى‌کنید ولى این جنسیت را که همان شمول است از صورت انتزاع نمى‌کنید درحالى‌که خود صورت هم جوهر است و در جوهریت تفاوتى بین ماده و صورت نیست؟!

  • این اشکالى بود که مطرح شد و بنابر طریقۀ مشاء، مرحوم آخوند از این مسئله یک جوابى دادند و جواب ایشان هم این بود که گرچه هردو ـ صورت و ماده ـ داراى حقیقت جوهریه هستند و هر حقیقت جوهریه حقیقتِ فى‌نفسه است؛ یعنى براى‌ خودش قوام دارد و آن قوامِ فى‌نفسه اقتضاء مى‌کند که خودش استجلاب عَرَض را بکند نه‌اینکه خود آن عرض بتواند در موضوعات خودش استقلال ذاتى داشته باشد.

  • براین‌اساس این ماده و صورت گرچه داراى جوهریت هستند و جوهریت فى‌نفسه دارند ولکن از آنجایى که حقیقت و فعلیت جنس فعلیت و حقیقت ابهام است شما مى‌توانید آن امر مبهم را نسبت به مصادیق متعیّنه توسعه بدهید ولکن حقیقت صورت یک حقیقت مبهمه نیست بلکه یک فعلیت متعیّنه و متشخّصه است و شما دیگر نمى‌توانید آن را توسعه بدهید.

  • تشخّص جنس، همان ابهام و فعلیت در اجمال

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 42.