اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

3
  • تلمیذ: در صورت فناء او در صورت، دیگر او وجودی ندارد.

  • استاد: همین‌که مى‌گوییم: فانى در صورت است پس چیزى هست که فانى است نه‌اینکه چیزى نیست؛ هست و فانى است!

  • تلمیذ: فانى شده، فعلاً که الآن فقط صورت است و دیگر جنس نیست؟

  • استاد: نه آنچه که ما الآن داریم انتزاع مى‌کنیم دو چیز است ببینید این کتابى که الآن در جلوى من هست صورت قرطاسیت دارد پس قبلش چیست؟ قبلش صورت قرطاسیت نداشت ولى ماده بود‌.

  • تلمیذ: ولی الآن صورت آمده بر او غلبه کرده و او را به کلى مبهم کرده است.

  • استاد: درست است. پس معلوم است یک امر فعلى هست که آن امر فعلی امر مبهم است. اینکه الآن یک ‌صورت قرطاسیت دارد و ما فقط در اینجا قرطاس مى‌بینیم و چشم ما ماده را نمى‌بیند، این به‌خاطر عدم ادراک واقع و صحیح ماست. اگر ما یک چشمى‌ داشتیم که غیر از صورت ماده را هم مى‌توانست ببیند دراین‌صورت دو چیز مى‌دیدیم گرچه ترکیب اینها اتحادى است نه انضمامى؛ ما از صورتى که الآن براى ما فعلیت دارد و صورتى که قبل از این صورت بوده و صورتى که قبل از آن صورت بوده و صورتى که همین‌طور قبل از او بوده است ـ إلى ما لا نَهایةَ لَه ـ ابتداءً و استدامةً، کشف مى‌کنیم این صُوَرى که یکى‌یکى آمده و عارض بر این شى‌ء شده است شیئی به مادۀ خودش بوده ولکن در هر زمانى و در هر لحظه‌اى آن شى‌ء صورت خاصى به خود گرفته است و اگر آن صورت نبود آن شى‌ء هم ظهور پیدا نمى‌کرد نه‌اینکه نبود. [بله] هست! ولى ظهور پیدا نمى‌کند و ظهور او عبارت از همان تحقق و فنایش در آن صورتى است که باید بر او عارض بشود.

  • من از باب تشبیه و تقریب در اینجا مى‌گویم؛ مگر در مورد عروض عوارض بر موضوع نمى‌گوییم که هر عرضى مسبوق به موضوع است و قبل از آن عروضِ عرض باید آن موضوع وجود داشته باشد؟! مگر ما نمى‌گوییم که کمّیات و کیفیات همه عارض بر این موضوع خارجى هستند و قبل از عروض کم باید مادۀ او ـ مادۀ یعنى محلّ او؛ منظور مادۀ اصطلاحى نیست ـ محلّى براى عروض این کم باشد تااینکه کم تحقق خارجى پیدا بکند؟! شما که الآن مى‌خواهید این کاغذ را به دو نصف تقسیم کنید کاغذ هوایى را که نمى‌خواهید تقسیم کنید کاغذى که ماده است و در دستتان هست را برمى‌دارید و از [وسط] مى‌گیرید و به دو نصف پاره مى‌کنید و دو کم در اینجا تشکیل مى‌شود؛ یک کم در این دست و یک کم هم در این دست، یک کیف در این دست و یک کیف هم در این دست، یک جِدِه در این دست و یک جِدِه هم در آن دست است، این اعراضى که بر این موضوع عارض مى‌شود باید مسبوق به موضوع باشد و در این شکى نداریم.