
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء میپردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز میشود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع میگردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین میکنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان میدهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیتهای خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک میکند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم میشود.
تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی
4کیفیت قوامِ عرض
بنابراین قوام عرض نسبت به موضوع قوام فىنفسه است یا قوام لغیره است؟! معنا ندارد که دیگر عرض فىحدّنفسه قوام داشته باشد و بتواند سر پاى خودش بایستد! آنچه که سر پاى خودش مىایستد جوهر است، آنچه که سر پاى خودش مىتواند بایستد موضوع است، اینها روى پای خودشان مىایستند بعد آنوقت اعراض مىآید بر اینها عارض مىشود و مسئله اینطور طبیعى است. بنابراین آنچه که در وجود خودش ـ در تعبیری که میآورم توجه کنید! ـ نیازى به شىء دیگر دارد، عرض است نه موضوع.
حالا بحث را نسبت به موضوع مىآوریم؛ آیا شما مىتوانید موضوعى بدون کم تصور بکنید؟ موضوع مىگوید: مگر شما نمىگویید که من وجود فىنفسه و لِنفسه دارم؟! من مىخواهم این وجود فىنفسه و لِنفسه را بدون کم، بدون کیف، بدون اضافه و جِدِه در اینجا عرضه کنم! خودتان دارید مىگویید که من مستقل هستم! وقتى که من مستقلم بنابراین مىتوانم بدون کم و بدون کیف هم باشم! مىگوییم که نه، گرچه شما وجود فىنفسه دارید ولى در مقام اظهار، نه وجود، در مقام ظهور و در مقام بروز نیاز به کم دارید و بدون کم [امکان ندارد]. شما قرطاسى را در اینجا بدون ابعاد ثلاثه تصور کنید این امکان ندارد، یا شما قرطاسى را بدون لون تصور کنید، بیاورید دیگر! تصور کنید! مىتوانید تصور کنید یا نه؟! امکان ندارد. وقتى که شما نمىتوانید قرطاس بدون لون را تصور کنید پس بگویید که سواد هم ذاتى قرطاس است و جزء ماهیت قرطاس سواد بودن، بیاض بودن، داراى ابعاد بودن و داخل در جده بودن است؛ بالأخره یا جدۀ مولا یا جدۀ عبید! بالأخره جده است دیگر، تعلق باید باشد.
فرق بین وجود و ظهور
بین وجود و ظهور فرق است و آنچه را که در باب ماده و صورت مىگوییم بحث وجود نیست بحث ظهور است ماده فىحدّنفسه وجود دارد منتها آن وجودش چه موقع ظهور پیدا مىکند؟ وقتى که یک صورتى بر آن عارض بشود. آن صورتى که مىآید بر این عارض مىشود نه بهعنوان عرضیت باب ایساغوجى است بلکه عرضیت بهعنوان حمل است که خود اینهم ذاتى است. تا این صورت نیاید و ذاتى این ماده نشود بهنحویکه ماده فانى در او بشود، وقتى که شما نگاه مىکنید نمىگویید که مادةٌ و قرطاسٌ بلکه مىگویید: قرطاسٌ؛ یک راست سراغ قرطاس مىروید. وقتى که شما به خشب نگاه مىکنید، نمىگویید که مادةٌ و صورةٌ خشبیةٌ که این صورت خشبیت بر او عارض شده است بلکه یک راست سراغش مىروید و مىگویید که هذا خشبٌ. وقتى که شما نگاه به اعشاب مىکنید نمىگویید که این مادةٌ مِن المَواد که خب اصلش چیست و ...، فرض کنید که براى اصلش هم تازه هرچه بخواهید اسم بیاورید باز هم آن داراى صورت است. دیگر [میگویید]: مادةٌ مُبهمةٌ یَعرضُ عَلیه صورةُ العشبیة، صورةُ المائیة، صورةُ الحجریة، همان اول مىگویید: هذا حجرٌ اینکه همان اول مىگویید: هذا حجرٌ یعنى این رفت و فانى شده است و فعلاً خودش را پشت این صورت مخفی کرده است و شما پشت پرده را نمىبینید آنچه را که در پرده مىبینید خشبیت است درحالىکه خشبیت غیر از مادۀ خودش بود. چطور قبلاً سه سال پیش و ده سال پیش نبود؟ این قرطاسى که الآن شما دارید مىبینید صدسال پیش که اینطور نبود درحالىکه مادهاش بود، این ماده همینطور در گذشت زمان تغییر مىکند و مىکند و مىکند تا الآن که در جلوى ما در روز سهشنبه است ـ نمیدانیم فردا تعطیل است یا نیست فردا شهریه نمیدهند؟! آقای چیز که میگفت: از شنبه میدهند. گفتم که نمیشود از فردا بدهند؟! گفت که دیروز دادند! عیب ندارد حالا فردا هم میآییم! ـ و ما داریم این را مشاهده مىکنیم این بهخاطر حضور ما در این موقع است که ما قبل را نمىتوانیم ببینیم و بعد را هم نمىتوانیم ببینیم ولى اگر یک حالتى داشتیم که قبل و بعد براى ما ثبوت داشت، آن ماده را در تمام این صُوَر مشاهده مىکردیم؛ آنچه که خودش را مخفی کرده مشاهده مىکردیم و مىدیدیم که چگونه این صُوَر یکى پس از دیگرى همینطورى مىآید و این نهاینکه عارض مىشود نه، وقتی که این ماده به این صورت درآمد آنگاه ما مىگوییم که این صورت بر او عارض شده است نهاینکه عارض بشود بلکه ذاتى او است اصلاً آن ماده بدون این نمىتواند ظهور خارجى پیدا کند.
