اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

6
  • مثل همین اشعارى که در این زمینه نسبت به کیفیت ظهور مبدأ اعلى به مخلوقات و تعیّنات داریم که ظهور تو به من است. ببینید مى‌گوید که «ظهور تو به من است و وجود من از تو»،1دو چیز در اینجا هست؛ یکى وجودُ الشى‌ء است که یا حقیقتش حقیقت جوهرى است یا حقیقتش حقیقت عرضى است، در عرض‌ها مثل مقولات و اینها و در حقیقت جوهرى هم مثل جواهر و اینها هستند؛ در بحث جواهر و اعراض. وجود من از تو است. بله، تا آن مبدأ اول، تا آن وجود بحت و بسیط بالصرافه، تا آن وجود عِلّى و آن وجود مفیض نبود ما کجا بودیم؟! خبرى‌ از ما نبود و وضعیتی از ما نبود. آن مبدأ اول است که ظهور او وجود ما را اقتضاء مى‌کند. «اگر نازى کند از هم فرو ریزند قالب‌ها!»2

  • پس وجود ما از اوست چون وجود ما وجود معلول است و وجود معلول وابسته به وجود علت است. وجود ما از او است زیرا وجود ما وجود متعیّن و محدود است و این وجود متعیّن و محدود باید مسبوق ـ نه مسبوقِ زمانى ـ به وجود بالصرافه باشد. همین‌که شما وجود محدود مى‌گویید بنابراین در ضمنش یک بالصرافه را خواباندید و تضمین کردید؛ بدون اینکه بگذارید کسى بفهمد و بگویند که وحدت وجودی شدید، یک وجود بالصرافه‌ای را این لابه‌لاها درنظر گرفتید! وجود محدود از کجا آمد؟! جناب آقا که خودتان دارید محدود مى‌گویید! شما که خودتان دارید وجود محدود مى‌گویید پس باید یک وجود غیرمحدودی باشد که آن وجود غیرمحدود منشأ و علت و سرچشمۀ این وجود محدود در اینجا شده است. پس وجود ما محدود است و از اوست زیرا وجود ما مرکب است ولی وجود او بسیط است و هَلُمَّ جَرّا.

  • عدم بودن وجود درصورت قطع افاضه و اضافۀ اشراقیه

  • خب این وجود ما از اوست و در این شکى نداریم و این وجود به‌واسطۀ افاضۀ اشراقیه و اضافۀ اشراقیه به‌محض اینکه قطع بشود با عدم مساوى است؛ یعنى اگر آن جنبۀ افاضه و آن جنبۀ اراده و مشیّت متعیّن کننده و آن ربط یک‌دفعه قطع بشود و خدا چرت بزند! ﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾3 حالا آمد و خدا چرت زد! [اگر خدا] یک چرت بزند کل عالم هوا مى‌رود یک چرت یک لحظه! نیاز نیست به اینکه حالا باید دوباره چیز بشود!

    1. دیوان شمس مغربی، غزل 111.
    2. نظیری نیشابوری، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره 8:
      به محض التفاتی زنده دارد آفرینش را *** اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالب‌ها
    3. . سوره بقره (2) آیه 255. امام شناسى، ج ‌14، ص 105:
      «وى را نه چرت و پینگى و نه خواب فرا نمى‌گیرد.»