اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

7
  • این وجود از اوست و در این شکى نداریم ولى از آن‌طرف «ظهور او به من است»؛ اگر قرار بود که ما نبودیم، خدا چگونه و چه ظهورى داشت؟! اگر قرار بود ما، آسمان، زمین و این عالم مجردات نبود، «به من است»؛ یعنى به من و امثال من. اگر قرار بود پیغمبرى نبود پس ظهور خدا به چه بود؟! اسماء جمالیه و جلالیۀ اتَمّ در چه قالبى‌ مى‌توانست بروز پیدا کند؟! مگر در شب مبعث نمى‌خوانیم: «اللهُمَّ إنّی أسألُكَ بِالتَّجَلّی الأعظَمِ فی هَذِهِ اللیلَةِ مِنَ الشَّهرِ المُكَرَّمِ»؟!1 اگر آن تجلی اعظم در قالب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم نبود [در چه بود؟!] مگر در هوا هم ما تجلى داریم؟! یک تجلى نه در قالب رسول الله، نه در قالب على بن أبی‌طالب، نه در قالب حضرت زهرا و نه در قالب امام حسن تا امام زمان علیهم‌السّلام اگر اینها نبودند آن تجلى اعظم به چه کسى تعلق مى‌گرفت؟! لنگ در هوا که نداریم! باید یک چیزى باشد! همین‌طورى بگوییم که آقا تجلى؟! خب تجلى به چیست؟! یک متجلى هم باید آن‌طرف قضیه باشد تااینکه ما این انتزاع تجلى را بکنیم‌.

  • تلمیذ: رابطۀ صورت و ماده مثل رابطۀ ظهور و وجود فقط از باب تشبیه است؟ چون این عرضى است که عارض بر یک موضوعى مى‌شود لابدیت عقلى به ما مى‌گوید که باید یک ماده باشد والاّ این صورت‌هاى مختلف نمى‌شود یک مابه‌الاِشتراک [داشته باشد]‌ اما در مورد ظهور و مثلاً یک تجلى نسبت به ذات بارى مى‌شود این را گفت؟! یعنى بگوییم که همان‌طورى‌که اگر این تجلیات و ظهورات نبودند، وجود، ظهور پیدا نمى‌کرد این صورت هم نسبت به ماده مثل همان است‌؟!

  • استاد: بله ما همین را مى‌گوییم.‌

  • تلمیذ: آخر رابطۀ صورت با ماده رابطۀ عرض و معروض است‌.

  • استاد: نه، از کجا شما مى‌گویید که صورت و ماده، عرض است؟‌!

  • تلمیذ: وجود ربطى را خب قبول دارید دیگر؟!

    1. زاد المعاد ج 1، ص 36.