اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

11
  • زمان سابق که بى‌حجابى و از این حرف‌ها بود، خدا بیامرزد یک پدربزرگى معمّم داشتم. خودش براى من تعریف مى‌کرد آن مرحوم حاج آقا معین مى‌گفت که سوار اتوبوس شده بودیم بعد یک معمّم دیگرى هم بود منتها از ما جوان‌تر بود و اتفاقاً او هم سید بود. خب در زمان سابق بى‌حجابى و از این حرف‌ها بود بعد یک بى‌حجابى سوار شده بود و یک زن چادرى هم نشسته بود و یک نفر شروع کرد گفت که آقا این چیست که این زن‌ها چادر سرشان مى‌کنند و عین گونى و فلان و از این حرف‌ها [می‌شوند] و الآن نگاه کن ببین بَه‌بَه این خانم را نگاه کن ببین چقدر خوشگل است و قشنگ است نه چادر دارد نه هیچى، همه نگاه مى‌کنند و کیف مى‌کنند و فلان مى‌کنند! می‌گفت که اصلاً من با این چیزها موافق نیستم اینها چیزهاى ساختگی است و شروع کرد به مسخره کردن. ایشان مى‌گفت که آن آخوندى که سید هم بود جوان‌تر بود رو به شخص کرد و گفت که دیده‌اى این ماشین‌های شخصى است که دارند مى‌روند، پرده دارند؟! چرا اینها پرده مى‌گذارند و این اتوبوس‌ها پرده ندارند؟! گفت که آقا آن ماشین شخصى است شخص دلش مى‌خواهد بگذارد. گفت که آهان! پس آن خصوصى است و این اتوبوس عمومى ‌است که پرده ندارد و همه تماشا مى‌کنند. مى‌گفت: این زن‌ها هم همین هستند! این زن‌هایى که چادر سر مى‌کنند خصوصى هستند و فقط برای شوهرانشان هستند اما آنهایى که بى‌حجاب هستند عمومى‌ و عام‌المنفعه هستند! مى‌گوید که این که خودش را بى‌حجاب مى‌کند و در مرآی و معرَض درمى‌آید این یعنى همه بیایید من را ببینید من چه کسى هستم و چه هستم ولى آن کسى که چادر سر مى‌کند و خودش را در عفاف و اینها نگه مى‌دارد او مى‌خواهد حریم به دور خودش بکشد و موقعیت خودش را به‌طور‌کلی نگه دارد.