اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

12
  • این جناب ماده‌اى که الآن شما به این کیفیت آن را مشاهده مى‌کنید این ماده قابل براى رویت نیست. قابل رویت بودنش آن وقتى است که نه یک امرى بر او عارض‌ بشود چون این هنوز قابلیت براى ظهور ندارد تااینکه بخواهد یک امرى بر او عارض و مترتب بشود این چوبى که الآن این چوب را خمیر کردند تا بعد به اشکال مختلف دربیاورند الآن بر این خمیرى که در جلوى ما است میخ نمى‌کوبند و ارّه نمى‌کنند و چسب نمى‌زنند بلکه مى‌گذارند این خمیر سفتِ سفت که شد و تبدیل به چوب شد حالا میخ را بر او فرو مى‌کنند چون الآن قابلیت دارد قبلاً قابلیت نداشت. وقتى که چوب را خمیر مى‌کنند تااینکه تبدیل به کاغذ کنند آیا شما آن پاتیلى که خمیر شده را برمى‌دارید تا روی آن اسفار و روایت بنویسید؟! این کار را نمى‌کنید! بلکه صبر مى‌کنید که این را بردارند و تبدیل به یک ماده و صورتى [کنند] که قابلیت براى عروض خطوط بر او داشته باشد، بعد آن موقع این عمل [نوشتن را] انجام می‌دهند.

  • تلمیذ: آن خمیر هم صورت دارد.

  • استاد: احسنت ما فعلاً مى‌خواهیم همین را بگوییم. فعلاً بحث ما در قابلیتى است که برای قرطاسیت است آن موقع هم براى خودش یک صورت خاصى دارد پس آن کسی که به ماده قابلیت مى‌دهد و ماده را براى عروض اعراض مستعد مى‌کند. آن صورت است؛ آن که به ماده قابلیت مى‌دهد، منتها آن صورت در هر زمانى یک شکل خاصى دارد؛ یک وقت آن صورت قرطاسیت است یک وقت آن صورت حجریت است یک وقتى آن صورت خشبیت است بنابراین هر دوى اینها از نقطه‌نظر عروض جنبۀ عروضى دارند ولى یکى عروضش عروض ذاتى است و یکى عروضش غیر ذاتى و جنبۀ عرضى است. یکى عروضش عروض جوهرى است و یکى عروضش عرضى است که جوهر نیست. هردو عارض است البته اسم آن را عروض اتحادى مى‌گذاریم، و [اسم] این را [عروض] غیر اتحادى در ماده و صورت می‌گذاریم. پس ما در حسب واقع دو امر در اینجا داریم، منتها وقتى که در عالم خارج نگاه مى‌کنیم مى‌بینیم که یکى از اینها در یکى دیگر فانى شده است ماده در آن صورت فانى شده است و شما الآن نمى‌توانید ماده را ببینید. میکروسکوپ هم بگذارید نمى‌توانید ببینید.