اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

تحلیل چگونگی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق رابطه میان ماده و صورت در فلسفه مشاء می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز می‌شود؛ چرا که با وجود جوهریت هر دو، جنس از ماده انتزاع می‌گردد اما صورت چنین نقشی ندارد. استاد با تفکیک میان وجود و ظهور، تبیین می‌کنند که ماده به دلیل ابهام ذاتی، قابلیت توسعه و شمول بر مصادیق را دارد، در حالی که صورت فعلیتی متعین و متشخص است. در ادامه، ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت میان وجود و ظهور را تشریح کرده و نشان می‌دهند که چگونه عقل با تحلیل واقعیت‌های خارجی، ماده مستمر و سیال را از صور عارضی تفکیک می‌کند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه وجودی مخلوقات در پرتو تجلیات الهی و نقش صورت در فعلیت یافتن ماده ختم می‌شود.

تبیین رابطه ماده و صورت در فلسفه اسلامی

13
  • تلمیذ: صورت هم همین‌طور است صورت هم از سنخ جواهر است و قابل رؤیت نیست. آنچه که می‌بینیم و آنچه که قابل ادراک است همه از عوارض است اگر بحث ما از صورت، منظور صورت فعلیت شیء باشد هرچه قابل مشاهده است همه عوارض است‌.

  • استاد: نه، ببینید آنچه که چشم مى‌بیند عرض است ولى در این عرضى که مى‌بیند احساس یک موضوعى را در اینجا دارد و اگر احساس موضوع را نکند به جاى اینکه میخ را بر چوب بکوبد میخ را به دیوار می‌کوبد.

  • تلمیذ: باز هم حالت مشیر است یعنی می‌فرمایید که حالت تصورى است‌ و ادراک خشبیت، حجریت، قرطاسیت ندارد.

  • استاد: نه، دارد. اگر نداشت که شما نمى‌گفتید.

  • تلمیذ: حالا هم نمى‌توانیم اثبات کنیم.‌

  • استاد: پس چطور شما چوب مى‌گویید؟! شما وقتى مى‌خواهید بروید از کتاب‌فروشی کتاب بخرید اگر به شما چغندر بدهد چه مى‌گویید؟ شما مى‌گویید که نه من بیاض را در اینجا مى‌بینیم؟! می‌گوید که حالا این چغندر سفید و آن چغندر قند است بیا ترب بخر از اسفار هم سفیدتر است! از این ترب‌هاى دراز هست!! کتاب‌فروشى سبزى فروشى بشود! بگوید که آقا می‌گویی که اسفار کاغذش سفید است بیا این‌هم سفید است و چقدر قشنگ است ما برایت‌ اینجا گذاشتیم چه می‌فرمایید؟! مى‌گویید که آقا اسفار نیم کیلو وزن دارد. [می‌گوید که] خب بیا این را هم نیم کیلو برمى‌دارم مى‌کشم و به تو مى‌دهم. بعضی‌ها ترب را با اسفار یکى مى‌دانند! خیلى خوب شما چه مى‌فرمایید؟! چشم شما همین سفیدى را مى‌بیند و او هم همان را مى‌بیند. چشم شما آن وزن را مى‌بیند او هم همان وزن را مى‌بیند 750 گرم است آن‌هم 750 گرم است آنچه که باعث مى‌شود شما ترب نخرید و اسفار را بخرید آن چیست‌؟

  • تلمیذ: باز هم مخفى است من مى‌خواهم بگویم که قابل رؤیت نیست.‌

  • استاد: نه، مخفى بودن بله، خیلى چیزها از ما مخفى است ولى آن احساسى را که مى‌کنید آن‌هم مخفى است؟!‌